آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٤ - در كفر جادوگر
و نهان نيست كه اين دليل او در صورتى تمام است كه خدا- جل اسمه- پس از اينكه مرتكب گناهان كبيره شدند اسم اعظم را از يادشان نبرده باشد و اثبات آن دشوار است (پايان سخن او- ره-).
٢- «لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ» طبرسى- ره- در (ج ٣ ص ١٤٦) مجمع گفته اين آيه را دليل آوردند بر اينكه فرشتهها افضل از پيغمبرانند گفتند پس انداختن ذكر فرشتهها در چنين خطابى دليل تفضيل آنها است، زيرا شيوه بر اين نيست كه گويند: امير از اين كار سر نتابد و بلكه پاسبان هم بلكه فروتر را پيش دارند و بزرگتر را بدنبال آرند و گويند: وزير از اين كار سر نتابد و نه پادشاه.
و اصحاب ما از آن پاسخ دادند كه: فرشتهها را پس انداخته براى آنكه همه فرشتهها افضل و پرثوابترند از يك شخص مسيح، و اين را نبايد دليل گرفت كه هر يك از او برترند، و اين مورد خلاف است، و بعلاوه با اينكه ما ميگوئيم انبياء برتر از فرشتهاند، تفاوت را بسيار نميدانيم و در اين صورت تقدم ذكر برتر خوبست نبينى كه خوبست گفت: سرباز نزنند فلان امير و فلان امير در صورتى كه همپايه باشند يا در پايه بهم نزديك باشند.
بيضاوى در (ج ١ ص ٣١٩) تفسيرش گفته: بسا تقديم مسيح در عطف براى تكثير فرشتهها است نه بزرگتر بودن آنها، چنانچه گوئى امير بجائى رسيد كه نه رئيس مخالف او است و نه مرءوس.
٣- «راستى آنان كه نزد پروردگار تواند» يعنى همه فرشتهها يا مقربان آنها «و از برايش سجده كنند» يعنى با زبونى او را بپرستند و با خوارى «و شريك نسازند با او» ديگرى را.
٤- «براى خدا سجده كنند هر آنچه در آسمانها و هر آنچه در زمينند» يعنى هم بآفرينش و منش خود فرمانبر اويند و هم فرمان او را ببرند و پيشانى بر خاك نهند، تا همه اهل آسمانها و زمين را فرا گيرد، و هر آنچه جنبد چه در آسمان باشد و چه در زمين و مجردات عطف شده بامور جسمانى و هر كه معتقد است كه