آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٥ - در كفر جادوگر
فرشتهها مجردند بدين آيه دليل آورده يا مقصود از آنچه در آسمانها است و در زمين از فرشتهها چون حافظان و جز آنها، و ما كه در غير عقلاء اطلاق شود و بر عقلاء هم شده جون هر دو تيره با هم جمعند و اين بهتر است از آوردن لفظ «من».
«و آنان سرباز نزنند» از پرستش او «ميترسند از پروردگار خود از بالاى خود» كه مبادا عذابى بر سرشان آيد، يا اينكه بر آنها قهر نمايد، و قول خدا است كه «و او است قهركننده بر بندههايش» ١٩- الانعام، براى آنكه هر كه از خدا ترسد سرپيچى از عبادتش نكند «و انجام دهند هر چه فرمان دارند» از طاعت و تدبير، و اين است كه فرشتهها مكلفند و ميان بيم و رجاءاند (ج ١ ص ٦٦٨ تفسير بيضاوى).
و در باره قول خدا «و فرو نشويم جز بفرمان پروردگارت» در (ج ٢ ص ٤٢) گفته: اين حكايت از گفتار جبرئيل است كه در وقتى از رسول خدا ٦ از اصحاب كهف و ذى القرنين و روح پرسيدند دير آمد و او ندانست چه پاسخ دهد، و اميد داشت باو وحى شود و ١٥ روز تا ٤٠ روز دير آمد و مشركان گفتند: پروردگارش با او وداع كرد و او را ناخوش داشت و سپس بيان آنها فرود آمد، و مقصود اينست كه ما گاه گاه بفرمان خدا فرو شويم نه بدلخواه.
«و از او است آنچه در پيش و در پس ما است و آنچه ميان آنها است» از اماكن و اوقات، نه از جايى بجائى و نه درگاهى و گاهى فرو نشويم جز بفرمان و خواست او «و نيست پروردگارت تارك تو» و فرو نيامدن ما براى نبودن فرمان او بود نه براى اينكه وانهادهات چنانچه كفار پندارند، و حكمتى در آن بوده «نه خسته شوند و نه واگيرند».
«و گفتند خدا فرزند گرفته» در باره خزاعه فرو شد كه فرشتهها را دختران خدا دانستند و او را از آن تبرئه كرد كه فرمود «منزه است او» «بلكه آنان بندههائى ارجمندند» نه فرزندان او «كه از او پيشى نگيرند در گفتار» مانند بندهها «و بفرمان او كار كنند» و كارى بيفرمانش نكنند «ميداند هر چه برابر آنها و در