تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٩٣ - در ذكر جماعتى از زنان كه علما، صبر و احتساب ايشان را نقل كردهاند
گفت: اى پسرك من! به پيش شو و جهاد كن تا ثواب صبر و احتساب را از شهادت تو دريابيم. پسر پيش رفت و جنگ كرد و كشته شد. زنان نزد مادرش معاذه عدويه زوجه صلت فراهم شدند، گفت: اگر براى تهنيت نزد من آمدهايد مرحبا بر شما باد و اگر براى تعزيت آمدهايد باز گرديد.
و روايت شده است كه زنى عجوزه در بنى بكر بن كلاب بود و آن قوم از عقل و سداد او حديث مىكردند و بعضى از آنان كه نزد او حاضر بودند، حكايت كردهاند كه پسرى از او وفات يافت و زمان مرض او طولانى بود و پرستارى نيكو از او نمود. پس از فوتش، مادر بر ساحت خانه نشست و قوم بر او مجتمع شدند. روى به شيخى از آنها آورد و گفت: اى فلان نيست حق آنكه خداى تعالى نعمت خود را بر او كامل فرموده و لباس عافيت بر او پوشانيده و مهلت عمر به او ارزانى داشته است كه از توفيق الهى در باره خود باز ماند تا جان در تن دارد و روان در بدن پس از آن شروع كرد و گفت:
|
هو ابنى و انسى اجره لى و عزّنى |
على نفسه ربّ اليه ولاؤها |
|
|
فان احتسب اوجر و ان ابكه اكن |
كباكية لم يغن شيئا بكاؤها |
|
او فرزند و مونس من بود و اجر مصيبت او براى من است و گرامى داشته است مرا بر او پروردگارى كه ولايت و اختيار بر او دارد. پس اگر من صبر و احتساب آورم، اجر مىبرم و اگر بر او گريم، چون زنان نوحهگر خواهم بود كه گريه او را فائدتى نباشد.
پس شيخ او را گفت ما همچنان مىشنيديم كه بيتابى و جزع خاصه زنان است و بايد پس از تو كسى بيتابى و جزع بر مصيبتى نياورد و الحق صبر تو سخت گرامى است و تو را با زنان مشابهتى نيست.
زن گفت: ميانه جزع و صبر كسى امتياز نداده است جز آنكه در ميانه آنها دو راه يافته است كه تفاوتشان نسبت به هم بسيار دور است در دو حالتى كه براى آنهاست اما صبر ظاهرى خوش دارد و عاقبتى ستوده و جزع را گناهى آماده است و سودى نبوده و اگر صبر و جزع را خداى قادر توانا، لباس خلقت دو مرد پوشاند، صبر را روى جميل خواهد بود و طبعى كريم و مزاجى مستقيم در عاجل دنيا و آجل آخرت و ثواب الهى و دولت نامتناهى و كافى است آنچه وعده فرموده است خداى عزّ و جلّ آن را كه الهام صبر به او نموده است.