تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٧٠ - باب دويم در صبر است و آنچه ملحق به اوست
فعلت ما امرتنا فانجز لنا ما وعدتنا.»
: «خداوندا به جاى آوردم آنچه را امر نمودى ما را، و وفا كن براى ما آنچه را وعده فرمودى ما را».
و از عبادة بن محمد بن عبادة بن صامت است كه گفت: چون عباده- رضى الله عنه- به حالت احتضار در آمد، گفت بستر مرا به صحن خانه بيرون بريد. بستر او را به فضاى خانه بردند. گفت: دوستان و خدّام مرا با آنانى كه در جوار من هستند فراهم آوريد و هر كس مىخواهد مرا ببيند، وارد نماييد.
و گفت امروز را جز آخر روزى براى خود از روزهاى دنيا و اول شبى از شبهاى آخرت نمىبينيم و شايد از دست و زبان من چيزى نسبت به شماها صادر شده باشد و قسم به آن خداوندى كه جان عباده در قبضه قدرت اوست، در قيامت مستوجب قصاص شوم. هر يك بر نفس خود جورى از من مىدانيد، در مقام قصاص بر آييد و كينه سينه خويش را فرو نشانيد، از آن پيشتر كه جانم از تن بر آيد و مرغ روحم از آشيان بدن پرواز نمايد. همه گفتند تو براى ما آموزگار و پدر بزرگوار بودى، به خادمى بدى نگفته و با ماها جز به راه نيكى و احسان نرفتهاى. گفت: آيا بر من مىبخشاييد و آنچه ناپسند از من ديده باشيد به صفح جميل در مىگذريد؟ گفتند: آرى. پس روى به آسمان كرد و گفت: «اللهم اشهد»: «خداوندا گواه باش كه بندگان تو بر من بخشودند و تو به صفح و بخشايش اولى مىباشى.» پس آنها را گفت وصيت مرا بشنويد و به خاطر سپاريد: كسى از شما بر من نگريد و نوحه نسراييد و چون روحم از بدن مفارقت كند، همه شما وضويى نيك بگيريد و به مسجدى در آييد و براى عباده درخواست آمرزش و مغفرت نماييد. به درستى كه خداى عز و جل مىفرمايد: وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ.[١]: «يارى كنيد به شكيبايى و نماز» بعد از آن جنازه مرا بر گيريد و بشتابيد [و] به سوى قبرم بريد و به خاكم سپاريد و آتش در پى من ميفروزيد و در زير پهلوى من چوب ارغوان نگذاريد.[٢] و از جابر است از حضرت باقر- ٧- كه فرمود:
«أشدّ الجزع الصّراخ بالويل و العويل و لطم الوجه و الصدر و جزّ الشّعر و من اقام النواحة فقد ترك الصبر و من صبر و استرجع و حمد الله تعالى فقد رضى بما صنع الله و وقع اجره على الله عز و جل و من لم يفعل ذلك جرى عليه القضاء و هو ذميم و احبط الله عز و جل اجره.»
[٣]: «سختتر بيتابى،
[١] البقره/ ٤٥.
[٢] بحار الانوار ٨٢: ١٤١.
[٣] الكافى ٣: ٢٢٢.