تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٢٢ - مقدمه
زود است كه بيايد.
پنجم: هر گاه صاحب مصيبت، به نظر عقل در صروف دهر و مدار دنيا نگرد [در يابد] كه سرشته به كدورت و عناء و مصيبت و بلا است و آنچه از صوارف و حوادث در آن واقع و جارى مىشود، مقتضى سرشت و جبلّت اوست و در موجبات طبيعتش افتاده است، و اگر احيانا خلافش اتفاق افتد، خلاف روش و عادت او از حيث امرى ديگر است.
مترجم را در لوازم طبع دهر و روزگار، قصيدهاى است كه يك شعر از آن اين است:
|
خلاف عادت از او كس نديده است كه بود |
كمينه عادت ديرينهاش خلاف و نفاق |
|
خصوصا نسبت به بزرگان و صاحبان شرف و نبالت از انبياء و اولياء كه بر ايشان از شدائد و اهوال نازل شده است، آنچه وهم و خيال از تصويرش قاصر است.
مترجم اين بيت را در خاطر داشت و در اين موقع مىنگارد:
|
انظر الى الدهر ذى الأضغان و الغير |
لا سيّما لاولى الاوضاح و الغرر |
|
چنان كه در تواريخ و مصنفات هر عصر و زمان مسطور است و بر السنه و افواه اهالى سير و خبر مذكور. و اگر بعضى از آنها نگاشته آيد، مجلدات و كتابها خواهد شد بدرستى كه پيغمبر خداى- ٦- فرموده است:
«اشدّ الناس بلاء الأنبياء ثم الاولياء ثمّ الامثل فالامثل.»
[١]: «سختتر از مردم از حيث بلاء و محنت، پيغمبران و دوستان خدا هستند و بعد، تا هر درجه كه فرود آيد.» نيز فرموده است- ٦-.
«الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر»
[٢] «دنيا زندان اهل ايمان است و بهشت زشت كيشان».
بتحقيق گفته شده است كه در دنيا، في الحقيقة لذتى نيست و لذتهاى او دفع آلام است و اينك خوشتر آنها از حيث بهجت و التذاذ، مباشرت زنان كه بقاى نسل بر آن مترتّب
[١] كافى ٢: ١٩٦؛ سنن ابن ماجه ٢: ١٣٣٤؛ سنن ترمذى ٤: ٢٨؛ مسند احمد ١: ١٧٢، ١٨٠، ١٨٥؛ سنن دارمى ٢: ٣٢٠؛ مستدرك حاكم نيشابورى ١: ٤١ و ٤: ٣٠٧ با تفاوت اندكى.
[٢] من لا يحضره الفقيه ٤: ٢٦٢؛ امالى طوسى ٢: ١٤٢؛ صحيح مسلم ٤: ٢٢٧٤؛ مسند احمد ٢: ٣٢٣؛ سنن ابن ماجه ٢: ١٣٧٨.