تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٢٧ - مقدمه
فرموده است:
«لا يؤمن احدكم حتّى يكون اللَّه و رسوله احبّ اليه من سواهما.»
[١]: «ايمان نمىآورد هيچ يك از شما، تا خداى و رسولش را از سواى خداى و رسول دوستتر دارد.» و محبت كسى در دلى جاى نمىگيرد با كراهت او از كارش و نارضايى از كردارش، بلكه در حقيقت، سر تسليم بايد نهاد و چشم رضا بايد گشاد.
|
و عين الرضا عن كل عيب كليلة |
و لكنّ عين السخط تبدى المساويا |
|
در اخبار حضرت داود- على نبينا و ٧- است:
«يا داود ابلغ اهل ارضى انّى حبيب من احبّنى و جليس من جالسنى و مونس لمن آنسنى و صاحب لمن صاحبنى و مختار لمن اختارنى و مطيع لمن اطاعنى، ما احبنى احد اعلم ذلك يقينا من قلبه الّا قبلته من نفسى و احييته حياة لا يتقدّمه احد من خلقى، من طلبنى بالحق وجدنى، و من طلب غيرى لم يجدنى فارفضوا يا اهل الارض بما انتم عليه من غرورها و هلمّوا الى كرامتى و مصاحبتى و مجالستى و مؤانستى و انسوا بى اؤانسكم و اسارع الى محبتكم.»
[٢]:
«اى داود! برسان به مردم زمين من كه من دوست آنم كه مرا دوست دارد، و همنشين آنم كه با من همنشينى كند، و انس مىگيرم با آنكه با من انس گيرد، و يار آنم با آن كه با من يارى نماييد و آن را اختيار مىكنم كه مرا اختيار كند، و آن را اطاعت مىنمايم كه اطاعت من نمايد، كسى مرا دوست نداشته است كه يقين خاطر او را بدانم الّا كه از او مىپذيرم و خود را با او دوست مىگيرم، و زندگانى به او مىدهم كه پيشى نگرفته باشد بر آن احدى از خلق من، كسى كه مرا براستى طلبد، مرا مىيابد و آن كه غير مرا طلب نمايد، مرا نمىتواند يافت. پس ترك كنيد اى اهل زمين آنچه را از غرور و فريبش كه در آن مىباشيد و بشتابيد به سوى كرامت و همنشينى و مصاحبت و انس با من و با من انس گيريد تا با شما انس گيرم و بشتابم به سوى دوستى شما.» خداى تعالى به سوى بعضى از صديقين وحى فرمود كه:
انّ لى عبادا من عبادى يحبّوننى و احبّهم و يشتاقون الىّ و اشتاق اليهم و يذكروننى و اذكرهم فان أخدت
[١] محجة البيضاء ٨: ٤، و با تفاوت اندكى در مسند احمد بن حنبل ٣: ١٧٢ و ٢٤٨؛ سنن نسائى ٨: ٥٩ و سنن ابن ماجه ٢: ١٣٣٨ آمده است.
[٢] بحار الانوار ٧٠: ٢٦؛ الجواهر السنية، حر عاملى، ٩٤، به نقل از مسكن الفؤاد.