تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٤٢ - باب اول عوضهاى مصيبت فرزندان
مىفرمايد: خانه براى او در بهشت بنا گذاريد و آن را بيت الحمد نام نهيد.
و روايت شده است كه زنى خدمت پيغمبر خداى- ٦- آمد و كودكى همراه داشت كه مريض بود. عرض كرد: يا رسول الله! بخوان خداى تعالى را كه فرزند مرا شفا ارزانى دارد. آن حضرت فرمود:
«أ لك فرط؟ قالت نعم يا رسول الله قال في الجاهلية؟ قالت بل في الاسلام. فقال رسول الله- ٦- جنّة حصينة.»
[١]:
«آيا فرزندى از تو مرده است؟ گفت: آرى. فرمود: در جاهليت؟ گفت: بلكه در اسلام وفات يافته است. فرمود: سپرى استوار است.» «جنّة» (بضم) وقايه است يعنى تو را پناه مىدهد از آتش جهنم يا از تمامت هولها و ترسها. و «حصينه»، به معنى فاعل است يعنى محصنه صاحب خود را و پوشنده براى او از اينكه آسيبى به او رسد.
و از جابر بن سمره است كه گفت: رسول خداى- ٦- فرمود:
«من دفن ثلاثة و صبر عليهم و احتسب وجبت له الجنة. فقالت ام ايمن و اثنين؟ فقال من دفن اثنين و صبر عليهما و احتسبهما وجبت له الجنة. فقالت ام ايمن و واحد؟ فسكت و امسك فقال يا ام ايمن من دفن واحدا و صبر عليه و احتسب وجبت له الجنة.»
[٢]: «آن كه دفن كند سه فرزند را و صبر كند بر مصيبت آنها و اجر مصيبتزدگى و صبر خويش از خداى تعالى خواهد، بهشت بر او واجب مىشود. ام ايمن عرض كرد كه ثواب دو فرزند چه خواهد بود؟ فرمود آن كه دو فرزند دفن نمايد و صبر بر مصيبتشان كند و اجر مصيبت و صبر خواهد، بهشت بر او واجب مىشود. ام ايمن عرض كرد: ثواب مصيبت يك فرزند چه خواهد بود؟ سكوت و تأمل نمود و فرمود: آن كه يك فرزند به خاك سپارد و صبر كند و اجر خواهد، بهشت بر او واجب مىشود.» و از ابن مسعود- رضى الله عنه- است كه گفت: پيغمبر خداى- ٦- فرمود:
«من قدّم ثلاثة لم يبلغوا الحنث كان له حصنا حصينا. فقال ابو ذر- رضى الله عنه- قدمت اثنين فقال: ٦- و اثنين. ثم قال ابى بن كعب: قدمت واحدا فقال: واحدا و لكن كان ذلك عند الصدمة الاولى.»
[٣]:
[١] بحار الانوار ٨٢: ١١٩ به نقل از مسكّن الفؤاد.
[٢] الدر المنثور، ١: ١٥٩؛ الجامع الكبير، ١: ٧٧٧ با تفاوت اندكى؛ بحار الانوار ٨٢: ١١٩ به نقل از مسكّن الفؤاد.
[٣] مسند احمد بن حنبل ١: ٤٢٩؛ سنن الترمذى ٢: ٢٦٢؛ سنن ابن ماجه ١: ٥١٢؛ الدر المنثور ١: ١٥٨.