تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٨٧ - در ذكر جماعتى از زنان كه علما، صبر و احتساب ايشان را نقل كردهاند
و در حديث ديگر است كه چون شب بپايان رسيد و صبح بدميد، گفت: اى ابو طلحه! فلان خانواده عاريتى از من ستدهاند كه رفع ضرورتى نمايند و رد كنند و اكنون كه از ايشان مىخواهم، رد آن را كراهت دارند و بر خود ناگوار مىشمارند. گفت: خلاف انصاف است و عين جور و اعتساف. گفت: هر گاه چنين است فرزندت وفات نموده و عاريتى از خداى تعالى در نزد ما بود و او را باز خواست و به جوار رحمت خود برد.
گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ چون صبح شد، ابو طلحه به حضرت پيغمبر خداى- ٦- آمد و قصه دوشينه را به عرض آن حضرت رساند. آن حضرت فرمود.
«بارك الله لكما في ليلتكما»
خداى شب دوشين را براى شما بركت و خير فرمايد». پس ام سليم در آن شب به فرزندى حامله شد و هنگام وضع حمل، پسرى زاييد. ابو طلحه او را به حضرت پيغمبر خداى- ٦- برد دست مبارك به روى او كشيد و او را عبد الله ناميد.
و در آخر اين حديث در كتاب عيون المجالس افزونى غريبى است و الفاظش از معاوية بن غره است. و مىگويد: ابو طلحه پسرش را سخت دوست مىداشت، وفاتش نزديك شد. ام سليم ترسيد كه ابو طلحه بر فوت فرزند، جزع و ناشكيبى كند و عنان اصطبار از دست دهد. او را به حضرت پيغمبر خداى- ٦- فرستاد و چون از خانه بيرون رفت، پسر وفات يافت. ام سليم جنازهاش را در گوشهاى گذاشت و روى او پوشيد و از اهل خانه درخواست كرد كه (وفات) آنها را به ابو طلحه آگاهى ندهند تا خود او به دستورى كه مصلحت انديشيده است، او را بياگاهاند. پس طعام آماده كرد و بوى خوش به كار برد و چون ابو طلحه از خدمت پيغمبر خداى- ٦- آمد (و) به خانه بازگشت، گفت: فرزند من چگونه است؟ ام سليم گفت: آرام شده و به خواب رفته است. گفت: آيا چه غذا بايد خورد؟ برخاست و خوان گسترد و خورش و نان به پيش آورد و پس از صرف طعام، خود را در نظر شوهر جلوه تمام داد و او را با خود رام كرد «فكان ما كان ممّا لست اذكره فظنّ خيرا فلا تسئل عن الخبر» چون شوهر را نرم و با خود گرم نمود، گفت: اى ابو طلحه! آيا به خشم خواهى آمد از امانتى كه نزد ما بوده به صاحبش رد كرديم؟ گفت: سبحان الله چرا به خشم در مىآيم؟ گفت: پسر در نزد ما وديعه خداى بود و او را از ما باز گرفت. ابو طلحه گفت: من از تو به صبر و شكيبايى سزاوارترم. برخاست و غسل كرد و دو ركعت نماز گزارد و به خدمت حضرت