تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١١٣ - درجات رضا
درجات رضا
براى رضا سه درجه است: اول، اين است كه بنده نظر كند به سوى موقع بلا و عقلى كه مقتضى رضاست و موقع رضا را دريافت مىتواند نمود و احساس المش را مىتواند كرد، و لكن مىباشد راضى به بلا؛ بلكه رغبت در آن مىنمايد به حسب عقل خود و هر چند طبع همراهى نكند از جهت طلب ثواب خداى تعالى بر آن و مزيد قرب در حضرت او و ظفر يافتن: «وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ.»: «به بهشتى كه عرض آن چون پهناى آسمانها و زمينهاست كه مهيّا شده است براى پرهيزكاران». و اين گونه از رضا، رضاى متّقين است و مثلش چون كسى است كه درخواست فصد و حجامت از طبيب حاذق نمايد به مقتضاى امراضش، و آنچه صلاح او در آن است و الم نشتر فصّاد و تيغ حجّام دريابد و به آن درد و الم، راضى باشد و عمل فصّاد و حجّام را منّت پذيرد.
و نيز همچنان است كه در طلب سود و فايده سفر كند و مشقت سفر را تحمل نمايد و ميل خواطر به حصول فوايد، رنج سفر را بر او گوارا دارد و به آن رنج و زحمتش راضى كند. و هر وقت چنين بندهاى را بليهاى از خداى متعال امر رسد و بر او يقين باشد كه ثوابى كه خداى تعالى براى او ذخيره مىفرمايد بالاتر از آن چيز است كه از او فوت مىشود، به آن بليه رضا مىدهد و رغبت مىكند و زياد او را دوست مىدارد و خداى تعالى را شكر مىگزارد.
دويّم: آن است كه بر آن دستور از بليه نازله درك الم نمايد و آن را دوست دارد؛ زيرا كه مراد محبوب و رضاى او را در آن بيند، پس آنكه محبت بر نهادش غالب آيد،