تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١١٠ - باب سيم رضا
عز و جل.»
[١]: «داناتر مردمان به خداى تعالى، راضىتر ايشان به قضاى اوست.» و به اسناد او از ان حضرت- سلام الله عليه- است كه فرمود: خداى تعالى فرموده است
«عبدى المؤمن لا اصرفه في شىء الا جعلته خيرا له فليرض بقضائى و ليصبر على بلائى و ليشكر نعمائى اكتبه يا محمد من الصديقين عندى.»
[٢]: «بنده مؤمن خود را در چيزى از نعمت و بلا نمىگذارم جز اينكه قرار مىدهم براى او خير؛ پس بايد راضى باشد به قضاى من و صبر كند بر بلاى من و شكر گزارد نعمتهاى مرا تا بنويسم اى محمد او را از صدّيقان و راستكاران در بندگى نزد خود.» و از آن بزرگوار است كه فرمود: از چيزهايى است كه خداى عزّ و جلّ به حضرت موسى- على نبينا و ٧- وحى نموده است:
«يا موسى بن عمران ما خلقت خلقا احبّ الىّ من عبدى المؤمن و انّى انّما ابتليته لما هو خير له و اعافيه لما هو خير له و أزوى عنه لما هو خير له و انا اعلم بما يصلح عليه عبدى فليصبر على بلائى و ليشكر نعمائى و ليرض بقضائى اكتبه من الصديقين عندى اذا عمل برضاى و اطاع امرى»
[٣]:
«اى موسى بن عمران! نيافريدم آفريدهاى را كه او را دوستتر دارم از بنده مؤمن خود. بدرستى كه من گرفتارش مىكنم به چيزى كه خير خود اوست بدرستى كه من عافيتش مىبخشم به آنچه خير اوست؛ و باز مىگردانم از او چيزى را به آنچه خير اوست و من داناترم به آنچه صلاح بنده من در آن است. پس بايد بلاى مرا صابر باشد و نعماى مرا شاكر تا او را از صدّيقان و راستان نزد خود بنويسم، چون عمل به رضاى من كند و امر مرا اطاعت نمايد».
به حضرت صادق- ٧- عرض شد كه به كدام چيز، مؤمن را مىتوان شناخت كه او مؤمن است؟ فرمود:
«بالتسليم لله و الرضا فيما ورد عليه من سرور او سخط»
[٤] به تسليم مر امر خداى را و رضاى در آنچه از شادمانى و ناگوارى بر او وارد آيد.» و در اسرائيليات وارد شده است كه بنده عابدى روزگارى دراز خداى را عبادت كرد.
پس در خواب ديد كه فلانه زن عابده رفيقه تو در عبادت در بهشت است پس زن را دعوت كرد و سه شبانه روز ضيافت نمود و عمل او را نگران بود و روزها را به صيام و
[١] همان، ٢: ٤٩.
[٢] همان، ٢: ٥٠.
[٣] همان، ٢: ٥١؛ امالى شيخ مفيد ٩٣؛ امالى شيخ طوسى: ١: ٢٤٣؛ المؤمن: ١٧؛ التمحيص: ٥٥؛ مشكاة الانوار: ٢٩٩.
[٤] الكافى ٢: ٥٢.