تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٢٦ - مقدمه
پس از آن فرمود:
«الا ان اللَّه يعطى الدنيا لمن يحبّ و يبغض، و اذا احبّ عبدا اعطاه الايمان، الا ان للدّين ابناء و للدّنيا ابناء فكونوا من ابناء الدّين و لا تكونوا من ابناء الدنيا، الا انّ الدنيا قد ارتحلت مولية الا و ان الآخرة قد ارتحلت مقبلة، الا و انكم في يوم عمل ليس فيه حساب، الا و انكم توشكون في يوم حساب ليس فيه عمل.»
[١]:
«آگاه باشيد كه خداى تعالى دنيا را به دوست و دشمن خود ارزانى مىدارد و چون بندهاى را دوست دارد، ايمان به او عطا مىفرمايد. آگاه باشيد كه براى دين پسرانند و براى دنيا پسران؛ پس از پسران دين باشيد و نباشيد از پسران دنيا. آگاه باشيد كه دنيا در مقام كوچ و جنبش است و پشت بر شما مىرود، و آخرت در جناح كوچ و جنبش است و روى به شما مىآيد. آگاه باشيد كه شما در روزگار عملى هستيد كه در آن حسابى نيست و زود است كه روزى را دريابيد كه در آن حساب است و عمل نيست».
بدان كه دوستى كه از تو مفارقت مىكند و باقى مىماند، بر نفس تو درد و حسرت را و در مدت وصالش سعيها و كوششها بايدت كرد و رنج و زحمات بايدت برد، و مع هذا زمانت با او خالى از اين نتواند بود كه به سبب او خشمها را پايى يا بر او خشمها گيرى و خواهى از او خلاص و شكيب يابى. هر آينه سزاوارتر است كه محبوبى جز او به دست آورى كه موصوف به حسن سيرت و لطف صحبت و دوام أنس و ملازمت و فزونى خير و منفعت باشد.
اگر به چنين محبوبى ظفريابى، البته شايسته حاجت و آرزوى تو اوست كه او را مطلوب خودشناسى و در حفظ او بكوشى و وقت صافى خود را مصروف او دارى و براى تو پايان محبت و منتهاى مقصد باشد، و نيست اين محبوب جز اشتغال به حق كه صرف همّت و تفويض امور خود به او نمايى و اين است دليل بر حبّ خداى تعالى.
يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ.[٢]: «خداى ايشان را دوست مىدارد، و ايشان خداى را دوست مىدارند و آنان كه ايمان آوردهاند، محبتشان با خداى، استوارتر است.» به تحقيق پيغمبر خداى قرار داده است محبت خداى را از شروط ايمان به او و
[١] در ارشاد القلوب: ٢١ ديلمى اين حديث را با تفاوت اندكى از پيامبر٦ روايت نموده است.
[٢]« يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ البقره/ ١٦٥؛ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ المائده/ ٥٤.