تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٤٤ - و اما الخاتمه
و پرسش بيمارى را كند، همواره در رحمت است و تا هنگامى كه نزد بيمار نشسته باشد، سيراب است در رحمت و چون قيام نمايد، غوطهور در رحمت است تا باز گردد از آنجا كه بيرون شده باشد. و آنكه تسليت گويد برادر مؤمن خود را، خداى تعالى لباس كرامت بر او پوشاند.»[١] و از ابو برده است كه گفت: پيغمبر خداى- ٦- فرمود:
«من عزّى ثكلى كسى بردا في الجنة.»
[٢]: «آنكه تسليت دهد فرزند مردهاى را خداى تعالى بردى در بهشت بر او پوشاند.» و از انس است كه گفت: پيغمبر خداى- ٦- فرمود:
«من عزّى أخاه المؤمن في مصيبته كساه الله عز و جل حلّة خضراء يحبر بها يوم القيامة فقيل يا رسول الله ما يحبر بها قال يغبط بها.»
[٣] و روايت شده است كه حضرت داود- على نبينا و ٧- گفت:
«الهى ما جزاء من يعزّى الحزين و المصاب ابتغاء مرضاتك، قال جزاؤه أن أكسوه رداء من أردية الايمان و أستره من النار و ادخله به الجنة، قال يا الهى فما جزاء من شيع الجنائز ابتغاء مرضاتك، قال جزاؤه ان تشيعه الملائكة يوم يموت الى قبره و أن أصلّي على روحه في الارواح.»
[٤]: «خداوندا چيست مزد آنكه غمناكى را و مصيبت زدهاى را تسليت و خرسندى دهد، براى طلب رضاى تو؟ فرمود: مزدش اين است كه ردايى از رداهاى ايمان بر او پوشانم كه او را از آتش دوزخ بپوشاند و يا او [را] وارد بهشتش نمايم، عرض كرد:
خدايا! پاداش آنكه با جنازهها تشييع و همراهى نمايد محض طلب رضاى تو چه خواهد بود؟ فرمود: پاداش او اين است كه چون بميرد، ملائكه تا قبر او را تشييع كنند و آنكه در ميان ارواح، رحمت بر روح او فرستم.» و روايت شده است كه حضرت موسى- على نبينا و ٧- سؤال نمود كه خداوندا براى آنكه عيادت بيمار كند چه چيز از اجر است؟ فرمود:
«ابعث له عند موته ملائكة يشيعونه الى قبره، و يؤانسونه الى المحشر، قال يا رب فما لمعزّى الثّكلى من الاجر، قال أظله تحت ظلى، اى ظل العرش يوم لا ظل الا ظلى.»
[٥]: «بر مىانگيزم
[١] همان.
[٢] سنن الترمذى ٢: ٢٦٩.
[٣] الجامع الكبير ١: ٨٠١.
[٤] الدر المنثور ٥: ٣٠٨؛ منتخب كنز العمال ٦: ٣٥٥.
[٥] در كافى ٣: ٢٢٦ قسمت دوم حديث آمده است؛ ارشاد القلوب: ٤٣.