تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٧١ - باب دويم در صبر است و آنچه ملحق به اوست
فرياد به كلمه واى و سيلى زدن بر صورت و سينه و بر كندن موى است و آن كه نوحه سرايى بر پاى دارد، سيرت صبر را فرو گذاشته است و آن كه صبر كند و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ بگويد و خداى تعالى را حمد نمايد، به قضاى الهى رضا داده است و اجر او با خداى عزّ و جلّ است و آن كه صبر نكند و حمد الهى نگزارد و بازگشت به خداى تعالى نياورد و به امر الهى رضا ندهد، قضا بر او جارى شده و زشت و نكوهيده است و خداى عز و جل اجر او را پست و هدر مىدارد.» و از ربعى بن عبد الله است كه حضرت صادق- ٧- فرمود:
«ان الصبر و البلاء يستبقان الى المؤمن يأتيه البلاء و هو صبور و الجزع و البلاء يستبقان الى الكافر فيأتيه البلاء و هو جزوع.»
[١]: «شكيبايى و بلا، سبقت مىجويند به سوى مؤمن و بلا بر او وارد مىشود و او شكيباست، و بيتابى و بلا به سوى كافر پيشى مىجويند و او بيتاب است.» و از آن حضرت- ٧- است كه پيغمبر خداى- ٦- فرمود:
«ضرب المسلم يده على فخذه عند المصيبة احباط لأجره.»
[٢]: «زدن مسلمان بر زانوى خود، هدر كردن اوست اجر و پاداش خود را.» و از موسى بن بكير است كه حضرت كاظم- سلام الله عليه- فرمود:
«ضرب المسلم على فخذه عند المصيبة احباط اجره»
[٣]: «مسلمى كه هنگام نزول مصيبت بر زانوى خود زند، اجر خود را به هدر داده است.» و از اسحاق بن عمار از حضرت صادق- سلام الله عليه- است كه فرمود:
اى اسحاق! «لا تعدّنّ المصيبة اعطيت عليها الصبر و استوجبت عليها من الله عز و جل الثواب انما المصيبة التى يحرم صاحبها اجرها و ثوابها اذا لم يصبر عند نزولها.»
[٤]: «مصيبت مشمار آن مصيبتى را كه صبر و شكيبايى بر آن داده شده باشى و خداى تعالى پاداش ثواب به تو بخشيده باشد، بلكه مصيبت آن است كه صاحب آن، از اجر و ثواب محروم گردد، هنگامى كه در نزولش عنان صبر از دست دهد.» و از ابى ميسر است كه گفت: در خدمت حضرت ابى عبد الله- ٧- بوديم، مردى وارد شد و از مصيبتى كه به او رسيده بود، شكايت نمود. آن حضرت فرمود:
[١] همان ٣: ٢٢٣.
[٢] همان، ٣: ٢٢٤.
[٣] همان، ٣: ٢٢٥.
[٤] همان، ٣: ٢٢٤.