تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٥٧ - فصل عنايت خداوند به مصيبت ديدگان
و از حسين بن علوان است از حضرت ابى عبد الله- ٧- كه فرمود:
«ان الله تعالى اذا احب عبدا غتّه بالبلاء غتّا و سجّه بالبلاء سجّا و نحن و اياكم لنصبح به و نمسى.
»[١]: «به درستى كه خداى تعالى چون بندهاى را دوست دارد، او را به بلا لاغر فرمايد و به بلا او را ضعيف و ناتوان نمايد و ما و شما به بلا صبح مىكنيم و شام مىنماييم.» و از حضرت ابى جعفر الباقر- ٧- است:
«ان الله تبارك و تعالى اذا احب عبدا غتّه بالبلاء غتّا و سجّه بالبلاء سجّا، فاذا دعاه قال لبيك عبدى لئن عجلت لك ما شئت انى على ذلك لقادر و لكن ما ادّخرت لك خير لك.»
[٢]: «چون خداى تعالى بندهاى را دوست دارد، به بلا آزمايش مىكند و به بلا ضعيف و ناتوان مىفرمايد. پس هر گاه خداى تعالى را بخواند، جواب مىدهد كه اى بنده من! هر آينه اگر تعجيل كنم در آنچه مىخواهى، قدرت بر آن دارم؛ بلكه آنچه براى تو ذخيره فرمودهام، براى تو بهتر است.» و از ابى عبد الله- ٧- است كه پيغمبر خداى- ٦- فرموده است:
«ان عظيم البلاء يكافأ به عظيم الجزاء فاذا احب الله عبدا ابتلاه بعظيم البلاء، فمن رضى فله عند الله تعالى الرضا، و من سخط البلاء فله عند الله السخط.»
[٣]: «مكافات بلاى بزرگ پاداش بزرگ است، و چون خداى تعالى بندهاى را دوست دارد، او را به بلايى بزرگ دچار نمايد؛ پس آنكه از خداى راضى باشد و بر قضاى او تن در دهد، رضاى خدا از او حاصل است و آن كه از خداى ناراضى است هم از خداى تعالى نارضايى را سزاوار است.» و از حضرت ابى جعفر- ٧- است كه فرمود:
«انما يبتلى المؤمن في الدنيا على قدر دينه او قال على حسب دينه.»
[٤]: «به درستى كه مؤمن در دنيا به قدر دين خود ابتلا حاصل مىكند يا فرمود: به حسب دين خود.» و از ناجيه است كه گفت: به حضرت ابى جعفر عرض كردم كه مغيره مىگويد كه مؤمن مبتلا به جذام و برص و چنين و چنان از امراض نمىشود. فرمود:
«ان كان لغافلا عن مؤمن آل يس انه كان مكنّعا ثم رد اليه اصابعه فقال كانّي انظر الى تكنيعه إياهم
[١] همان ٢: ١٩٧.
[٢] همان ٢: ١٩٧، التمحيص ٣٤.
[٣] همان ٢: ١٩٨؛ التمحيص ٣٣.
[٤] همان ٢: ١٩٧؛ مشكاة الانوار: ٢٩٨.