تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٤١ - و اما الخاتمه
استماع مردان بيگانه صداى زنان را و لطمه و خراش روى و كندن موى و امثال آن. و برين امور حمل مىشود آنچه وارد شده است در نهى از ندبه و نوحه سرايى و پيغمبر خداى- ٦- فرموده است:
«انا برىء ممّن حلق و صلق.»
: «من بيزارم از آنكه در مصيبتى موى بتراشد و فرياد بر آورد.»[١] و آن حضرت به صديقه طاهره- سلام الله عليها- فرمود: (هنگامى كه جعفر بن ابى طالب- ٨- شهادت يافت)
«لا تدعين بويل و لا ثكل و لا حرب و ما قلت فيه فقد صدقت»
[٢] «مخوان به واى و نه چون زنى كه فرزندش مرده باشد يا مالش را برده باشند و آنچه در بارهاش گويى، راست باشد.» و از ابى مالك اشعرى است از پيغمبر خداى- ٦-:
«النائحة اذا لم تتب تقام يوم القيامة و عليها سربال من قطران»
:[٣] «زنان نوحهگر اگر بميرند و توبه نكرده باشند، روز قيامت برانگيخته مىشوند و بر آنها پيراهنى از قطران باشد.» و از ابى سعيد خدرى است و گفته است رسول خداى- ٦- لعنت فرموده است بر زنان نوحهگر و آنان كه گوش به آواز آنها دهند.[٤] و از آن حضرت- ٦- است كه فرمود:
«ليس منّا من ضرب الخدود و شقّ الجيوب.»
[٥]: «از ما نيستند آنان كه به رويهاى خود لطمه زنند و گريبانهاى خود را چاك دهند».
اين نهى محمول به نوحهگرى بر باطل است، چنان كه از روايات ظاهر مىشود و به اين روايت جمع مىشود بين اين روايات و بين اخبار سابقه.
و اما الخاتمه
مشتمل بر فوائد مهمه و مستحب است تعزيتدارى اهل و كسان متوفى استحبابى مؤكد، و لفظ تعزيه، تفعله
[١] صحيح مسلم ١: ١٠٠؛ سنن النسائى ٣: ٢٠ سنن ابن ماجه ١: ٥٠٥؛ الجامع الصغير ١: ٤١٥.
[٢] الفقيه ١: ١٧٦: لا تدعي بذل و لا ثكل و لا حرب.»
[٣] خصال ٢٢٦؛ مسند احمد ٥: ٣٤٢؛ صحيح مسلم ٢: ٦٤٤؛ سنن ابن ماجه ١: ٥٠٤.
[٤] مسند احمد ٣: ٦٥؛ سنن ابى داود ٣: ١٩٤؛ الجامع الصغير ٢: ٤٠٨.
[٥] سنن ابن ماجه ١: ٥٠٤.