تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٢٢ - فصل در دعا
جهت، عدم قبول، مسئول را سزاوار گرديده است باكى نيست. به درستى كه كمال مؤمن در اين است (كه) نفس خود را دشمن دارد و حقير و بىقدر شمارد تا آنجا كه اگر دعوتش را مستجاب شود و كرم مستطاب بيند، گمان برد كه از كرامت او در نزد خداى و قربش در آن حضرت قدس است، بلكه شايد از جهت بغض خداى عزّ و جل باشد كه از صورت او كراهت دارد و ملائكه از رائحهاش آزرده شدهاند و از خداى تعالى درخواست سرعت اجابت براى او و راحت را براى خود نمودهاند. همچنين شايد سبب تأخير اجابت محبت خداى در باره او باشد و ملائكه از صوت و مناجات او التذاذ حاصل مىنمايند و درخواست تأخير حاجت او را مىكنند، چنان كه در اخبار وارد است. پس مؤمن هميشه بايد در ميان اميد و بيم باشد؛ به اين هر دو است قوام اعمال و انزجار از معاصى و رغبت در طاعات. مترجم اين شعر را از مرحوم معتمد الدوله نشاط، سخت مناسب يافته مىنگارد:
|
گه به سوى كرمت گاه به خود مىنگرم |
پاى تا سر همه امّيد و سرا پا همه بيم |
|