تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٣٥ - باب اول عوضهاى مصيبت فرزندان
جهت امرى در موضعى درنگ و تأمل كند.
و از معاوية بن حيدة القشيرى[١] است از پيغمبر خداى- ٦- كه فرمود:
«سوداء و لود خير من حسناء لا تلد، انّى مكاثر بكم الامم، حتى ان السقط ليظلّ محبنطئا على باب الجنة فيقال له ادخل الجنة فيقول انا و ابواى فيقال انت و ابواك.»
[٢]: «زنى سياه كه بزايد و فرزند آورد بهتر از جميلهاى كه فرزند نياورد. به درستى كه من در قيامت فخر مىكنم به فزونى شما امت خود ساير امم را. تا اينكه سقط بر در بهشت خشم آلوده بايستد و او را گويند داخل بهشت شو. گويد من با پدر و مادر خود وارد مىشوم، بگويند: با پدر و مادرت وارد شو.».
و از عبد الملك بن عمرو است از كسانى كه به او حديث كردهاند كه مردى به حضرت رسول خداى- ٦- آمد و گفت كه اى پيغمبر خداى! من فلانه را به زنى خود اختيار كنم؟ او را نهى فرمود و هر آينه آن زن آبستن نمىشد. باز آمد و سؤال كرد و همان جواب شنيد. بار سيّم آمد و سؤال نمود. رسول خداى- ٦- فرمود:
«سوداء ولود احبّ الىّ من عاقر حسناء ثم قال- ٦- اما علمت انى مكاثر بكم الامم حتى ان السقط ليبقى محبنطئا على باب الجنة فيقال له ادخل فيقول لا حتى يدخل ابواى فيشفع فيهما فيدخلان الجنة»
«كنيزكى سياه زاينده نزد من محبوبتر است از زنى باجمال و نازاى. بعد از آن فرمود: آيا ندانستهاى كه من در آخرت به زيادى شما مفاخرت مىنمايم، به اين درجه كه جنين سقط شده بر در بهشت بماند و به او گفته شود وارد شو و بگويد وارد نمىشوم تا پدر و مادرم وارد شوند، پس در باره آنها شفاعت مىكند تا وارد بهشت مىشوند.» و از سهل بن حنظله است و او را فرزند نمىشد (و او از كسانى است كه در تحت شجره با پيغمبر خداى- ٦- بيعت نمود) گفته است: «هر آينه اگر خداى تعالى فرزندى در اسلام به من عطا فرمايد و به سقط بميرد، و صبر كنم و از خداى تعالى اجر بر مصيبت او خواهم، دوستتر مىدارم از اينكه دنيا و آنچه در آن است مرا باشد[٣]».
[١] در بعضى نسخهها معاوية بن جيده يا معاوية بن صيدة قشيرى آمده است؛ اما صحيح معاوية بن حيده مىباشد.
( ر. ك به تنقيح المقال ٣: ٢٢٦؛ تهذيب التهذيب ١٠: ٢٠٥؛ تقريب التهذيب ٢: ٢٥٩؛ الجرح و التعديل ٨: ٣٧٦؛ الإصابه ٣:
٤٣٢؛ أسد الغابه ٤: ٣٨٥).
[٢] الجامع الصغير ٢: ٥٥؛ منتخب كنز العمال ٦: ٣٩٠.
[٣] اسد الغابه: ٢: ص ٣٦٤؛ منتخب كنز العمال ٦: ص ٣٩٢ با تفاوت اندكى.