تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٣٨ - باب اول عوضهاى مصيبت فرزندان
خودمان مىرويم. پس خداى عز و جل مىفرمايد: پدر و مادر با شما وارد بهشت شوند؛ پس بر مىجهد هر طفلى به سوى پدر و مادر خود و مىگيرند دستهاى ايشان را و داخل بهشت مىشوند پس ايشان شناساترند پدران و مادران خود را در آن روز از فرزندان شما در خانههاى شما».
زمر، افواج متفرقه است بعضى از آنها در پى بعضى؛ و گفته شده است كسانى هستند كه به يك ديگر رسند از طبقات مختلفه چون شهدا و زهاد و علما و فقرا و قرّاء و اهل حديث و غيرهم.[١] و از انس بن مالك است كه مردى همه روزه به محضر حضرت رسالت- ٦- شرف اندوز مىشد و طفلى همراه خود داشت. كودك وفات يافت و مرد، روزى چند خدمت آن حضرت نرسيد. از حالش استفسار فرمود. اصحاب عرض نمودند طفلى كه همراه داشت مرده است و به علت مصيبت اوست كه شرفياب نشده است. آن حضرت فرمود:
«هلّا آذنتمونى فقوموا الى اخينا نعزّيه فلما دخل عليه اذا الرجل حزينا و به كآبة فعزاّه فقال يا رسول الله كنت ارجوه لكبر سنى و ضعفى فقال رسول الله ٦ اما يسرّك ان يكون يوم القيامة بإزائك فيقال له ادخل الجنة فيقول يا رب و ابواى فلا يزال يشفع حتى يشفعه الله عز و جل فيكم و يدخلكم الجنة جميعا.»
[٢]: «چرا به من خبر نداديد؟ برخيزيد به سوى برادر خود برويم و او را تسليت بدهيم. چون بر او وارد شد. او را افسرده يافت و او را سخت دلتنگ ديد و تعزيتش فرمود. گفت: اى پيغمبر خداى! او را براى زمان پيرى و فتور قواى خود اميد مىبردم. فرمود: آيا شادمان نمىدارد تو را كه فرزندت در روز قيامت در برابرت باشد و او را گويند كه داخل بهشت شو و بگويد پروردگارا من و پدر و مادرم. پس هميشه شفاعت كند تا خداى تعالى شفاعت او را در باره شما قبول فرمايد و شما را با يك دگر داخل بهشت نمايد. «كآبه» تغيّر نفس است به انكسار و شكستگى از شدت اندوه؛ «و ضعف» به ضم ضاد نقطهدار و فتح مترجم گويد كه صاحب قاموس ميان ضعف به فتح و ضعف به ضم چنين فرق گذارد كه اول در رأى و عقل است و ثانى در بدن است.
و ايضا از انس است و گفته است كه از عثمان بن مظعون- رضى الله عنه- كودكى
[١] اشارهاى است به آيه ٧٣ سورة الزمر:« وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً».
[٢] بحار الانوار ٨٢: ١١٨ كه به جاى« و عن انس بن مالك»« و روى» آمده است.