تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٢١ - مقدمه
است».
در قرآن كريم است كه: رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ[١]: «خشنود است خداى از ايشان و خشنودند ايشان از خداى».
وحى فرمود خداى تعالى به سوى داود- على نبينا و ٧-
«يا داود تريد و اريد و انّما يكون ما اريد فان سلّمت ما اريد كفيتك ما تريد و ان لم تسلّم ما اريد اتعبتك في ما تريد ثمّ لا يكون الّا ما اريد.»
[٢]: «اى داود! تو ارادهاى مىكنى و من ارادهاى مىكنم و بدرستى كه مىباشد آنچه من اراده مىنمايم؛ پس اگر در مقام اراده من تسليم شوى، كفايت اراده تو را مىكنم و اگر تسليم نشوى، به زحمت مىاندازم تو را در ارادهات و پس از آن نخواهد بود جز اراده من».
خداى عز و جل در قرآن مجيد مىفرمايد: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ.[٣]: «از اينكه اندوهناك نشويد از آنچه از شما زائل داشت و شادمان نشويد به آنچه شما را نائل فرمود.» بدان كه رضا به قضاى خداى عز و جل ثمره محبت اوست، زيرا كه آنكه كسى را دوست مىدارد، به كردار او رضاى مىدهد و خشنودى بنده از خداى تعالى، دليل است بر رضاى خداى تعالى از بنده رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ[٤] و صاحب مرتبه رضا از خدا با رضاى خداى از او، چنان رضائى كه اجلّ سعادات و اكمل كمالات است، همواره در راحت است؛ زيرا كه اراده و غير اراده در نزد او يافت نمىشود: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ.[٥]: «خشنودى خداى، بزرگ است» «و بدرستى كه اين از امورى است كه دل بدان بايد بست و زود آنگه بيايد».
در اين باب بحثى ديگر در باب رضا [خواهد آمد] ان شاء الله تعالى.
و بدان: كه گريه منافى با رضا نيست و موجب سخط خدا نمىشود و بدرستى كه مرجع آن به سوى دل است و زودش خواهى شناخت- ان شاء الله-. از اين گونه است گريه پيغمبران و امامان- :- بر فرزندان و دوستان خودشان و اين گريه امرى طبيعى است براى ايشان و باكى در آن نيست، در وقتى كه مقرون به عدم رضاى الهى نباشد و
[١] المائده/ ١١٩.
[٢] توحيد صدوق: ص ٣٣٧.
[٣] الحديد/ ٢٣.
[٤] المائده/ ١١٩.
[٥] الشورى/ ٤٣