تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٥٨ - باب دويم در صبر است و آنچه ملحق به اوست
نصف الايمان.
»[١]: «شكيبايى يك نيمه از ايمان به خدا و پيغمبران و آخرت است».
و فرموده است:
«من اقلّ ما اوتيتم اليقين و عزيمة الصبر و من اعطى حظّه منهما لم يبال ما فاته من قيام الليل و صيام النهار و لئن تصبروا على مثل ما انتم عليه احبّ الىّ من ان يوفيّنى كل امرئ منكم بمثل عمل جميعكم و لكنّى اخاف ان يفتح عليكم الدنيا بعدى فينكر بعضكم بعضا و ينكركم اهل السماء عند ذلك فمن صبر و احتسب ظفر بكمال ثوابه ثم قرء: و ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا[٢] ... الى اخره.»
[٣]:
«و از كمتر چيزهايى كه به شما داده شده است، يقين است و دل نهادن بر شكيبايى و كسى كه بهره اين دو فضيلت به او داده شده است، پرواى آنچه را از او فوت شود نبايد داشت، خواه قيام به نماز شب باشد، خواه اقدام به روزه روز و اگر صبر نماييد بر سختى و فقرى كه در آن هستيد، دوستتر مىدارم از آنكه به من رسد از هر يك شما مثل طاعت تمامت شما، و ليكن من بيم دارم كه دنيا بر شما گشوده شود و بعضى از شما كه توانگر و منعم شويد، نشناسيد بعضى را كه فقير و درويش باشند. در آن وقت اهل آسمان هم شما را نشناسند و در نزول رحمت يا دفع و رفع بلا و نقمت، جانب شما را اجابت نمايند».
و اين معنى مبنى بر آن است كه لفظ متكلّم، مجرد از باب فرح بوده باشد و اگر از باب افعال بوده باشد، چنين معنى دهد كه بعضى از شما كه بر باطل باشيد، بعضى را كه بر حق باشند انكار نماييد و در نزد اين كار و چنين انكار اهل آسمان، شما را دشمن دارند. پس كسى كه صبر پيش گيرد و از خداى تعالى اجر طلبد، به كمال ثواب و پاداش ظفر يابد.
پس از آن آيه كريمه را تلاوت فرمود كه چنين فرمود: «آنچه در نزد شماست تمام مىشود و آنچه در نزد خداى است، باقى است و هر آينه پاداش نيك مىدهم آنانى را كه صبر كردند و طاقت آوردند» الى آخر آيه.
و روايت كرده جابر كه از پيغمبر خداى- ٦- سؤال كردند از ايمان، فرمود:
«الصبر كنز من كنوز الجنة و سئل مرة ما الايمان فقال الصبر.»
[٤]: «صبر گنجى از گنجهاى بهشت است و مرتبهاى سؤال كردند از ايمان فرمود همانا صبر است.»
[١] شهاب الاخبار: ٥٥؛ شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه ١: ٣١٩؛ الجامع الصغير ٢: ١١٣، الترغيب و الترهيب ٤: ٢٧٧؛ المستدرك على الصحيحين ٢: ٤٤٦، الدر المنثور ١: ٦٦؛ ارشاد القلوب: ١٢٧.
[٢] النحل/ ٩٦.
[٣] فيض كاشانى آن را در محجة البيضاء ٧: ١٠٦ آورده است.
[٤] محجة البيضاء ٧: ١٠٧.