تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٠٦ - باب سيم رضا
ينزل العبد منه حيث انزله العبد من نفسه.»
[١]: «آنكه خواهد بداند كه چيست براى او در نزد خداى عزّ و جلّ، پس نظر كند كه چيست براى خداى عز و جل در نزد او. پس به درستى كه خداى تعالى بنده را منزلتى از خود مىدهد كه بنده از نفس خود، خداى را منزلت دهد.
و در اخبار داود- على نبينا و ٧- است:
«ما لأوليائى و اللهمّ بالدنيا انّ اللهم يذهب حلاوة مناجاتى من قلوبهم، يا داود ان محبتى من اوليائى ان يكونوا روحانيين لا يغتمّون.»
[٢]:
«دوستان مرا، با غم چه كارست؟ به درستى كه هم خاطر و اندوه دل شيرينى مناجات مرا زايل مىكند از دلهاى ايشان. اى داود! حق محبت من از دوستانم اين است كه پيوسته در روح و مسرّت باشند و صفحه ضمير، به ناخن همّ و اندوه، نخراشند.» و روايت شده است كه حضرت موسى- على نبينا و ٧- به پيشگاه حضرت اقدس الهى عرض كرد كه
«يا رب دلّني على امر فيه رضاك عنى حتى اعمله. فاوحى الله تعالى اليه إن رضائى في كرهك و انت ما تصبر على ما تكره قال يا رب دلنى عليه قال ان رضاى في رضاك بقضائى.»
[٣]: «خداوندا! مرا راهنمايى [كن] به آنچه خوشنودى و رضاى تو در آن است تا به آن كار بندم و عمل نمايم. پس خداى تعالى به سوى او وحى فرستاد كه رضاى من در چيزهايى است كه تو مكروه مىشمارى. عرض كرد: اى پروردگار من! مرا بر آن چيز دلالت فرماى. فرمود: به درستى كه رضاى من در رضاى توست به قضاى من.» و در مناجات حضرت موسى- ٧- است كه
«اى ربّ اىّ خلقك احبّ اليك قال من اذا اخذت حبيبه سالمنى قال فأى خلق انت عليه ساخط قال من يستخيرنى في الامر فاذا قضيت له سخط قضائى.»
: «اى آفريدگار من! كدام بنده تو به سوى تو محبوبترست؟ فرمود: آنكه هر گاه محبوب او را از او بستانم با من از در مسالمت باشد و قضاى مرا تسليم دهد و بداند كه صلاح او را در آن دانستهام. عرض كرد: كدام بندهاى است كه تو بر او ساخط و از او ناراضى باشى؟ فرمود: آنكه در امرى خير خود از من
[١] المحاسن: ٢٥٢؛ مشكاة الانوار: ١١؛ عدة الداعى: ١٦٧؛ المستدرك على الصحيحين ١: ٤٩٥.
[٢] بحار الانوار ٨٢: ١٤٣.
[٣] دعوات راوندى: ٧١؛ بحار الانوار ٨٢: ١٤٣.