تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٣ - مقدمه
مقدمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سپاس هر بنده ارزنده، سزاوار و زيبنده ذات اقدس و وجه مقدس خداوندى جلّ شأنه است كه حكم فنا و زوال بر تمام عباد رانده، و امرش را در ايشان بر وفق حكمت و مراد جارى فرموده، صابران بر قضا و قدر خويش را وعده سعادت و ثواب داده، و نارضايان خواست و ارادهاش را وعيد پاداش نكال و عقاب نهاده، و دلهاى عارفان را به تدبير او كام است و بهجت نفوسشان را طوق تسليم و رضاى او تمام و اين امر با عجز هر بندهاى است از دفاع امضاى او و معارضه با اقتضاى او و هر چند جاهلان سر بتابند و بىخردان بر نتابند. پس او را سبحانه ستايش مىكنيم بر بؤس و رخاء و يأس و رجاء، از تأييد او امداد مىجويم و به توفيق او سداد و رشاد مىطلبم، و شهادت مىدهم كه نيست خدايى جز ذات يگانهاش كه از زن و فرزند و خويش و پيوند بيگانه است و از شريك و شبيه منزّه، و بر كرانه شهادتى كه درگذرد بدان اهوال روز حشر و شدائد عرصه بعث و نشر.
و نيز گواهى مىدهم كه محمد مختار- ٦ الاخيار- بزرگوارتر است از همه پيغمبرانى كه بشارت رحمت از حق رسانده، و بندگان را از سركشى و طغيان، ترساندهاند. و داناتر است از تمام رسولانى كه امر قضا را صبر و رضا داشته و ترتيب رستگارى دار جزا گذاشتهاند. درود خداى بر او و آل بىهمال[١] او باد كه پيشتر همه مردمانند در مقام بلا، و سختترشان در تحمل رنج و عنا، و استوارترشان در راه تسليم و رضا، درودى از خداى منّان كه پيوسته باشد روان پاك و ارواح تابناكشان را يكان، يكان.
[١] همال: همتا، برابر.