تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٠٧ - باب سيم رضا
خواهد و چون خير او را بر آورم و جارى نمايم، قضاى مرا ناگوار دارد.» و روايت شده است: خبرى كه سختتر از اين است اينكه خداى تعالى فرموده است:
انا الله لا اله الا انا من لم يصبر على بلائى و لم يرض بقضائى فليتخذ ربا سوائى.»
[١]: «منم خداى متّصف به صفات كماليه و جز من خدايى نيست. آنكه بر بلاى من صبر نكند و شكيب نياورد و به قضاى من رضا ندهد، پس پروردگار ديگرى براى خود اختيار نمايد.» و روايت شده است كه خداى تعالى به سوى داود- على نبيّنا و ٧- وحى فرمود كه
يا داود تريد و اريد، و انما يكون ما اريد، فان سلمت لما اريد كفيتك ما تريد، و ان لم تسلم ما اريد اتعبتك فيما تريد و لا يكون الا ما اريد
[٢] «اى داود! تو ارادهاى مىكنى و من اراده مىكنم و به درستى كه پديد آيد اراده من. اگر اراده مرا تسليم دهى و گردن نهى، كفايت اراده تو را مىكنم و اگر مسلّم ندارى آنچه را كه اراده آن را كردهام، تو را در آنچه اراده كرده باشى، به تعب مىاندازم و جز اراده من نخواهد بود.» و از ابن عباس- رضى الله عنه- است: «اول من يدعى الى الجنة يوم القيامة الذين يحمدون الله تعالى على كل حال.»[٣]. نخستين كسانى كه به سوى بهشت خوانده شوند در روز قيامت، آنانند كه خداى تعالى را در همه حالات- از يأس و رجاء و بؤس و رخاء- حمد كنند و ستايش گزارند.» از ابن مسعود است كه هر آينه اگر پاره آتشى را كه بسوزاند آنچه را بسوزاند و باقى گذارد آنچه را باقى گذارد، بليسم و زبان بر آن سايم، دوستتر مىدارم از اين كه آنچه را هست بگويم: اى كاش نمىبود و آنچه نيست بگويم كاش مىبود.
از ابو درداء است كه ذروه ايمان، صبر است در طاعت حكم و رضاست بر جريان قدر الهى.
و فرموده است- ٦:
«ان الله بحكمته و جلاله جعل الرّوح و الفرج في الرضا و اليقين و جعل الغم و الحزن في الشك و السخط.»
[٤]: «به درستى كه خداى تعالى به حكمت و بزرگى خود قرار داده است راحت و گشايش را در رضا و يقين و قرار داده
[١] دعوات راوندى: ٧٤؛ الجامع الصغير ٢: ٢٣٥.
[٢] التوحيد: ٣٣٧.
[٣] علامه مجلسى آن را در بحار الانوار ٨٢: ١٤٣ آورده است.
[٤] المحاسن: ١٧؛ مشكاة الانوار: ١٢ و ١٣؛ الجامع الصغير ١: ٣٨٢؛ منتخب كنز العمال ١: ١٧٨ و ٢٥٦ و ٢٥٧.