تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٣٣ - باب چهارم در گريه است
ضرب الخدود، و شقّ الجيوب.»
[١]: «از ما نيست آنكه در وقوع مصيبتى، بر روى خود زند يا گريبان پيراهن خود را بدراند.» و از ابى امامه است كه پيغمبر خداى- ٦- فرمود:
«لعن الله الخامشة وجهها و الشاقة جيبها و الداعية بالويل و الثبور»
[٢] «خداوند تعالى از رحمت خود دور دارد آن زنان را كه در مصيبتى صورت بخراشند و گريبان بشكافند و صداى اى واى و هلاكت بر آورند.» و از آن حضرت است- ٦- كه نهى فرمود از تشييع جنازهاى كه فريادى به او باشد.[٣] و از عمرو بن شعله است از پدرش كه آن حضرت فرمود:
«كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ الاكل من غير جوع و النوم من غير سهر و الضحك من غير عجب، و الرّنة عند المصيبه، و المزمار عند النّعمة.»
[٤]: «خداى تعالى بسيار دشمن مىدارد خوردن بدون گرسنگى را، و خواب بدون بىخوابى را، و خنده بدون تعجب را، و فرياد در نزد مصيبت را، و ساز در هنگام نعمت را.» و از يحيى بن خالد است كه مردى به حضرت نبوى- ٦- شرفياب شد و عرض كرد كه چه چيز اجر مصيبت را زايل مىكند؟ فرمود:
«تصفيق الرجل بيمينه على شماله و الصبر عند الصدمة الأولى، من رضى فله الرضا و من سخط فله السّخط»
[٥] «زدن شخص دست راست به دست چپ است و شكيبايى در نزد صدمه نخستين است و آنكه به قضاى خدا خشنود باشد، خداوند تعالى از او خشنود است و آنكه ناخشنود باشد، خداوند جل و علا را از خود ناخشنود مىدارد.» و از ام سلمه- رضى الله عنها- است كه گفت: چون ابو سلمه- رضى الله عنه- وفات يافت، گفتم مردى غريب و در خاك غربت بود. هر آينه بر او چندان بگريم كه ذكرش در عالم بماند و براى گريه مهيا بودم. در اين هنگام زنى وارد شد و اراده داشت كه مرا در گريه مساعدت كند. پيغمبر خداى- ٦- او را پيش آمد و فرمود:
[١] مسند احمد ١: ٣٨٦؛ صحيح بخارى ٢: ١٠٤؛ صحيح مسلم ١: ٩٩؛ سنن ابن ماجه ١: ٥٠٤؛ سنن النسائى ٤: ٢٠ و ٢١؛ البحار ٨٢: ٩٣.
[٢] الجامع الصغير ٢: ٤٠٥؛ سنن ابن ماجه ١: ٥٠٥ البحار ٨٣: ٩٣.
[٣] سنن ابن ماجه ١: ٥٠٤.
[٤] الجامع الصغير ٢: ٢٦٨.
[٥] بحار الانوار ٨٢: ٩٣.