تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٤١ - باب اول عوضهاى مصيبت فرزندان
عليهم اجمعين- انشاد شده بياد آمد به صرف ميمنت و علقه اين قدر مناسبت مىنگارد و هو هذا:
|
لن يخب الان من رجاك و من |
حرّك من دون بابك الحلقه |
|
و از زرارة بن اوفى است كه رسول خداى- ٦- مردى را بر فوت فرزندش تسلى داد و فرمود:
«جزاك الله و عظّم لك الاجر فقال الرجل يا رسول الله انا شيخ كبير و كان ابنى قد أجزأ عنى فقال له النبى- ٦- اما يسرك ان يشير لك و يتلقّاك من ابواب الجنة بالكأس قال من لى بذلك؟ فقال: الله لك به و لكل مسلم مات له ولد في الاسلام.»:
«خداى عز و جل به تو اجر و مزد عطا فرمايد و اجر تو را بزرگ كند. مرد گفت: اى پيغمبر خداى! من مردى سخت پيرم و فرزند من كفايت امور مرا مىنموده. آن حضرت فرمود: آيا مسرور مىكند تو را اينكه اشارت نمايد يا پيشبازت آيد از درهاى بهشت با جامى پر از شراب؟ گفت: اين عنايت را با من كه مىكند؟ فرمود:
خداى تعالى براى تو مىفرمايد به سبب فرزندت و از براى هر مسلمانى كه فرزندش در اسلام وفات يابد.» «اجزاء» يعنى كفايت كرده است. «كأس» (با همزه و گاهى به تخفيف ترك مىشود) ظرفى است كه در او شراب باشد و به اين اسم ناميده نمىشود مگر به انضمام شراب با ظرف و گفته شده است كه «كأس»، اسم براى هر دو بر اجتماع يا انفراد است. و جمع آن اكوس و جمع جمع آن، كئوس است.
و از عبد الله بن قيس است از پيغمبر خداى- ٦-
«اذا مات ولد العبد قال الله تعالى للملائكة اقبضتم ولد عبدى؟ فيقولون نعم. فيقول قبضتم ثمرة فؤاده؟
فيقولون نعم فيقول ما ذا قال عبدى؟ فيقولون حمدك و استرجع. فيقول الله تعالى ابنوا لعبدي بيتا في الجنة و سمّوه بيت الحمد.»
[١]: «چون فرزند بندهاى از بندگان خداى وفات كند، خداى تعالى از ملائكه خود سؤال مىفرمايد كه آيا گرفتيد فرزند بنده مرا؟ عرض مىكنند: آرى. مىفرمايد: گرفتيد ميوه دل او را؟ عرض مىكنند: آرى. مىفرمايد: چه گفت بنده من؟ عرض مىكنند: تو را ستايش نمود و «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» گفت.
[١] كلينى آن را به سند خود از سكونى از امام صادق( ع) در كافى ٣: ٢١٨ و صدوق آن را در من لا يحضره الفقيه ١: ١١٢ با تفاوت اندكى در الفاظ آورده است، بحار الانوار ٨٢: ١١٩ همچنين در مسند احمد بن حنبل ٤: ٤١٥ و الجامع الصغير ١: ١٣١ به نقل از ابو موسى اشعرى آمده است.