تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٩٢ - در ذكر جماعتى از زنان كه علما، صبر و احتساب ايشان را نقل كردهاند
گفتند: آيا نمىپرسى كه به مصيبت پسرت مبتلاشدهاى؟ گفت: اگر مصيبت زده خلّاد شدهام، مصيبت حياتى به من نرسيده است. پس پيغمبر خداى- ٦- بر خلّاد دعا كرد و فرمود:
«ان له اجرين لان اهل الكتاب قتلوه.»
: «براى خلاد و ثواب است زيرا كه اهل كتاب او را به قتل آوردهاند.»[١] و از انس بن مالك است كه گفت: در روز احد اهل مدينه از كفار قريش شكست فاحش خوردند و گفتند پيغمبر خداى- ٦- كشته شد. فرياد از زنان مدينه برخاست و زنى از انصار در نهايت حزن و اضطراب از مدينه بيرون شد و جوياى پدر و شوهر و برادر و پسر خود بود و نمىدانست كه اولا به كدام يك عبور خواهد داد و چون به بيابان كشتگان رسيد، پرسيد كه اينها كيانند؟ گفتند: برادر و پدر و شوهر و پسر تواند. گفت: پيغمبر خداى- ٦- را چه شده است؟ گفتند: در پيش روى تو است؟ پس رفت تا به آن حضرت رسيد گوشه جامه آن حضرت را گرفت و گفت پدر و مادرم فداى تو باد اى پيغمبر خداى! چون تو از هلاك رستهاى و تو را به سلامت يافتهام، پرواى كسى را ندارم.
بيهقى روايت كرده است كه پيغمبر خداى- ٦- به زنى از بنى- ذبيان رسيد و شوهر و پدر و برادرش در احد شهادت يافته بودند. چون خبر قتل ايشان را به او دادند، گفت: پيغمبر خداى- ٦- را چه رسيده است؟ گفتند: به سلامت است اى ام فلان و حمد الهى مىگزارد چنان كه تو دوست مىدارى. گفت:
پيغمبر خداى را به من نماييد. اشارت كردند و به آن حضرت پيوست و گفت: هر مصيبتى پس از تو سهل است تو بمان اى آنكه چون تو پاك نيست.[٢] سمراء بنت قيس در روز احد بيرون آمد و دو پسر او به شهادت رسيده بودند. پيغمبر خداى- ٦- او را بر شهادت ايشان تسليت فرمود. گفت: اى پيغمبر خداى! هر مصيبتى چون تو به سلامت باشى سهل و آسان است و به خداى قسم غبارى كه بر روى مبارك تو نشسته است، بر من از مرگ فرزندان سختتر مىنمايد.
و روايت شده است كه صلت بن اشم در جهادى بود و پسرى همراه داشت. او را
[١] منتخب كنز العمال ١: ٢١٢.
[٢] سيره ابن هشام ٣: ١٠٥، و واقدى آن را در مغازى ١: ٢٩٢ با تفاوت اندكى آورده است.