تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٤٦ - باب اول عوضهاى مصيبت فرزندان
و از پيغمبر خداى- ٦- است:
«ما من مسلمين يقدّمان ثلاثة لا يبلغوا الحنث الا ادخلهما الله الجنة بفضل رحمته. قالوا: يا رسول الله و ذو الاثنين؟ قال ذو الاثنين. ان من امتى من يدخل الجنة بشفاعته اكثر من مضر و ان من امتى من يستطعم النار حتى يكون زواياها»
[١]: «نيست از مرد و زنى مسلمان كه سه فرزند پيش فرستد كه هنوز سن ارتكاب معاصى را درك نكرده باشد جز اينكه خداى تعالى ايشان را داخل بهشت مىفرمايد، بفزونى رحمت خود. گفتند: اى پيغمبر خداى! حق صاحب دو فرزند كه پيش فرستاده باشند چه خواهد بود؟ فرمود: ثواب او نيز همين است و حق او ورود به فردوس برين؛ به درستى كه بعضى از امت من كسى است كه به شفاعت او زياده از قبيله مضر داخل بهشت مىشوند. بعضى از امت من كسى است كه طعم آتش را مىچشند تا اينكه بوده باشد در يكى از زواياى آتش.» روايت و نقل كردهاند اين حديث را جماعتى از اهل حديث و صحيحش دانستهاند.
از آن بزرگوار- ٦- است كه فرمود:
«قال الله تعالى- جل شأنه- حقّت محبتى للذين يتصادقون من اجلى حقّت محبتى للذين يتناصرون من اجلى[٢]. ثم قال عليه و آله التحية و السلام: ما من مؤمن و لا مؤمنة يقدم الله تعالى له ثلاثة اولاد من صلبه لم يبلغوا الحنث الا ادخله الجنة بفضل رحمته اياهم.»
[٣]: «خداى تعالى فرموده است: مخصوص داشتم دوستى خود را براى كسانى كه با يك ديگر راستى كنند از جهت من و مخصوص داشتم دوستى خود را براى آنان كه يارى و مددكارى يك دگر نمايند از جهت من. بعد از آن فرمود: مرد و زنى از اهل ايمان نيست كه خداى تعالى سه فرزند آنها را پيش از آنها بميراند و به سن عصيان و گناه نرسيده باشند، جز آنكه خداى تعالى آنها را داخل بهشت بگرداند به فزونى رحمتى كه در باره ايشان مىفرمايد.» از آن حضرت- ٦- است كه فرمود:
«من دفن ثلاثة من ولده حرّم الله عليه النار»
[٤]: «كسى كه سه فرزند از فرزندان خود را دفن نمايد، حرام مىفرمايد
[١] آن را حاكم نيشابورى در المستدرك ١: ٧١ و زكى الدين در الترغيب و الترهيب ٣: ٧٨ و احمد بن حنبل در مسند خود ٤:
٢١٢ و ٥: ٣١٢ با اختلاف اندكى آوردهاند.
[٢] احمد بن حنبل در مسند خود ٤: ٣٨٦ و زكى الدين در الترغيب و الترهيب ٤: ١٩ با اختلاف اندكى آوردهاند.
[٣] نسائى در سنن ٤: ٣٤ و المتقى هندى در منتخب كنز العمال ١: ٢٠١ با تفاوت اندكى در الفاظ آوردهاند.
[٤] سيوطى آن را در الجامع الصغير ٢: ٦٠٠ و متقى هندى در منتخب كنز العمال ١: ٢١٠ با تفاوتى اندكى آوردهاند.