شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١٩٨ - حوائج فطرى
پيگير شدى، تا آنكه هيچ موجودى جاهل به تو نيست، و اين تويى كه در شناساندن خود به من در هر چيزى پيگير شدى، پس در هر چيز نگريستم تو پديدار بودهاى».
در همه اين موارد كه از دعاى عرفه امام حسين ٧ نقل و ترجمه كرديم پىگير شناساندن خويش، خداى تعالى بوده كه به واسطه آمد و شد آثار و تحولات اطوار هستى، با پىجويى خويش، خويش را به همه چيز شناساند و همه اشيا آينهاى هستند كه فروغ آن جلوه آن جميل مطلق در آن منعكس است و نهايتا انسان تام المعرفة است كه فروغ آن جلوه را در همه چيز پديدار مىبيند
|
عكس روى تو چه در آينه جام افتاد |
عارف از خنده مى در طمع خام افتاد |
|
|
اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود |
يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد |
|
|
حسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد |
اين همه نقش در آينه اوهام افتاد |
|
|
غيرت عشق زبان همه خاصان پريد |
از كجا سر غمش در دهن عام افتاد |
|
و اگر غيرت عشق زبان خواص را محدود نمىكرد و در تكلم با مردمان به قدر عقولشان مأمور نمىشدند در توحيد، منطق ديگرى با عبارت مىگشودند و به اشارت اكتفا نمىكردند.
در فقره مورد بحث «الهى ان من تعرف ...» پىجوى معرفت،