شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٣٠ - عارفان نمايان
و لهم آذان لا يسمعون به أولئك كالانعام بل هم اضل أولئك هم الغافلون.»[١] و اينكه گفته شده: «زمان، نظير رودى است كه فضولات را همراه مىآورد و پس از عبور، مقدارى آشغال متحجر باقى مىگذارد» تا حدى قابل قبول است، و در ما نحن فيه، يعنى عرفان كه مواريث پيمبران : است، چنين سرنوشتى را مىتوان در آيينه تاريخ مشاهده نمود كه چگونه با معرفة الله تعالى بازيگرى انجام گرفته و مفتخوارانى آن حقايق درخشان را آشفته و تار ارائه دادهاند، همانند آيينه كاذبى كه اشعه را نامرتب مىگيرد و به اقتضاى طبيعت و گوهرش، تصاوير را نه فقط بيرنگ بلكه آشفته و نفرت انگيز نشان مىدهد.
عارفان نمايان
عارف نمايان مفتخوار، سالوسى را به مرحلهاى رساندند كه حتى روى خود را به خلق نشان نمىدادند و پيوسته نقابى بر چهره داشتند تا اينكه مردم صورتشان را نبينند و مريدان چنين نامرد نقابدار به مردم مىگفتند كه چهره جناب قطب آن قدر نورانى است كه هرگاه كسى نظر به صورتش بياندازد از فرط نور آن، نابينا مىشود، و مردم سادهدل و نيك فطرت و بى بصيرت آن حرف را مىپذيرفتند و اين نامردى و نامردمى را به حساب عظمت وى مىگذاشتند، در صورتى كه صفت مردمى بودن از دستورات اكيده اسلام است كه هر كس هر
[١] - اعراف- ١٧٩.