شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٨٤ - معناى اله
نمىشود مگر بر كسى كه معبود است و آفريننده عابد خويش و روزى دهنده و مدبرش باشد، و بر وى اقتدار دارد و بر غير چنين كسى اله گفته نمىشود، و اصل إله «ولاه» بوده كه واو به همزه منقلب گرديده است. و معنى ولاه، قبلهگاه آفريدگان در حاجاتشان مىباشد كه بدو روى مىآورند و پناهنده مىشوند و در آستانش التماس و لابه سر مىدهند همانگونه كه كودك به پناه مادرش طبعا مجذوب است.» و قاضى بيضاوى و بسيارى از اهل تحقيق و دقت نيز در تفسير «اله» همين گونه سخن گفتهاند و ظاهرا معنى اين لفظ «اله» اوسع از معبود يا معبود بحق است، و خصوصا با امعان نظر در موارد استعمال اين لفظ، روشن مىشود كه در معنى معبوديت بحق، معانى مفزع و ملجأ و قبله بودن همه حوائج نيز اشراب گرديده است، و از فرازى از خطبه امام رضا ٧ كه به استدعاى مأمون عباسى بعد از انتصاب به خلافت قرائت فرمودند، همين معنى را مىتوان استظهار نمود و آن فراز مورد استشهاد ما اين است: «له معنى الربوبيه اذ لا مربوب و حقيقة الالهية اذ لا مألوه.»[١] براى او (خداوند متعال) معنى پروردگارى بوده هنگامى كه در پردهاى وجود نداشت، و براى او حقيقت الهيت بوده هنگامى كه مالوهى (مخلوقى كه اظهار نياز يا پناهندگى و تضرع در آستانش نمايد) وجود نداشت و چنانچه معنى اله، صرف معبود مىبوده، بىترديد خداوند متعال مألوه بوده و بس، چنانكه در بعضى از
[١] - توحيد صدوق( ره)، طبع جديد، ص ٣٨.