شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢٤٦ - ادب توحيدى
عليه القول و من آمن و ما آمن معه الا قليل.[١] و گفتيم: در كشتى در آور از هر جفتى از حيوان، نر و مادهاى را، و اهل خود را، مگر آن كس كه قضاى حق به هلاكت آن سبقت گرفته، و همين مؤمنان را، و ايمان نياورده بودند همراه او جز تعداد اندكى.
چنانكه مدلول آيه شريفه است، نجات اهلش به وى داده شده بود و فقط «من سبق عليه القول» از اهلش مستثنى گرديده، و زوجه كافره حضرت در اين زمره بوده است و اما پسرش، كفرى نسبت به دعوت نوح ظاهرا نورزيده و آنچه كه از وى به ظهور رسيده همانا نافرمانى نسبت به امر پدر در سوار شدن به كشتى بوده كه كفر بودن آن روشن نيست، و از اين رو، بسيار بجا بوده كه آن حضرت، گمان برد پسرش از زمره اهل نجات باشد و وعده حقتعالى به نجات اهلش، شامل اين فرزند نيز گرديده باشد و بنابراين، بعد از فرو نشستن طوفان و استقرار كشتى بر جودى، با فرياد و نداء وجدآميز به پروردگار متعال عرضه مىدارد، آنچه را كه عرضه داشت، ولى از مطلوب و مسئول عنه خود كه مآل كار پسرش باشد دم نزد، گويى كه همه سخنها را همين سكوت ادب آميز، گويا بود، گويا بود كه اى مالكم اى مدبر امورم، مقتضاى نجات اهل من از عذاب طوفان كه وعدهاى از جانبت به من بوده، نجات فرزندم هست زيرا از اهل من است، و وعده تو حق است و نتيجه آن صغرى و اين كبرى رهايى پسرم از غرقاب طوفان است، پس كو پسرم و مآل كارش چه شد؟
[١] - هود- ٤٠.