شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٥٦ - اتصاف به صفات حقيقيه ذات الاضافه
و كمالات هستى به آنهاست و اضافه مقولى متأخر از اصل وجود متضايفين است و وجود متضايفين است كه منشأ انتزاع تضايف و نهايتا متضايفان به همين وصف انتزاعى متصف مىگردند.
بارى! اين روايت روشن مىكند كه دعا و ندا و مناجات و دعا كننده و منادى و مناجى، جملگى قائم به حضرت قيوم سبحانه هستند، و لزوما رتبه قيوميت حضرت آفريدگارى- تعالت اسماؤه- بر همه سبق بالذات دارد، و همه خطورات قلبى اعم از خطور ربانى و خطور شيطانى بالاخره از حضرت واجب الوجود است: «قل كل من عند الله» چنانكه صريح دعاى صباح أبو الائمه امير المؤمنين ٧ است كه عرض مىكند:
يا من قرب من خطرات الظنون، و بعد عن لحظات العيون، و علم بما كان قبل ان يكون:
اى آنكه به همه خطورها در حوزه پندارها نزديكى- نه نزديكى مكانى كه نزديكى قيومى- و منزه از ديدار ديدگانى، و به هر موجودى قبل از تكونش در دايره هستى، دانايى.
و لله در القائل:
|
اى خدا زارى ز تو مرهم ز تو |
هم دعا از تو اجابت هم ز تو |
|
و:
|
از تست هم انتظار و هم بذل مراد |
از تست غم غمزده و شادى شاد |
|
|
هر جا كه دريست بسته يا بگشاده |
جز قدرت كاملت نبست و نگشاد |
|
على اى حال، عترت معصومين : كه ابواب معرفة اللهاند