شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢٣٣ - پرستندگان اموال و رجال
شود، خشنود گردد و اگر به وى عطايى نشود، خشمناك شود. نابود و سرنگون باد (او آن چنان بى مبالات است حتى) وقتى كه خار به پايش مىرود، هرگز بيرون نمىآورد. پاكبازى از آن عبدى است كه عنان توسنش را در راه خداى تعالى به كف دارد، ژوليده و پريشان موى، پاى برهنه غبار آلود، اگر راه خداوند متعال در حراست است در حراست، وگر دنباله لشگر است، دنباله لشگر (او آن چنان از غير خداى تعالى بريده است) اگر به خواست و شفاعتش وقعى ننهند، هيچگونه تفاوتى در او پديد نمىآيد.
قسمتى از اين روايت در بعضى از مباحث گذشت و در آن بحث روايتى از امام صادق ٧ مربوط به پرستش رجال نقل كرديم كه تكرار آن در اينجا مناسب است و آن روايت اين است:
ابو بصير مىگويد: از امام صادق ٧ از تفسير آيه «اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله»[١] پرسيدم، امام ٧ در پاسخم فرمودند: «هان به خدا سوگند، علما و پارسايان اهل كتاب، پيروانشان را به پرستش خودشان دعوت نكردند و بر فرض كه دعوت مىكردند، آنها اجابت نمىكردند، بلكه مقصود از ربوبيت آنها، اين است كه آنان امور حرامى را حلال و امور حلالى را حرام مىنمودند و پيروانشان كوركورانه از آنان اطاعت و پيروى مىكردند و پرستش آنها به اين اعتبار بوده است.»[٢]
[١] - توبه- ٢١.
[٢] - اصول كافى، ج ٢، ص ٣٩٨.