شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢٥٧ - رجوع هر چيزى به اصل خويش
هر نفسى در گرو اعمال زشت خويش است مگر اصحاب يمين. و فقط آن كس كه از اصحاب يمين است و آميزهاى با يمن و سعادت دارد، از اين گروگانى انفكاك مىيابد، و معرفت به خداوند عز و جل كه در وجودش همچون بذرى دفين بوده شكوفا مىگردد، و رجا به رحمت و حسن ظن به خير و عنايت الهى به ثمر مىنشيند، چنانكه سيئات و پليديها نيز به مبادى سافله سقوط مىنمايند.
رجوع هر چيزى به اصل خويش
بارى در پايانه رجوع و عود كلمه طيبه إلى الله، از سيئات، چيزى در معيت آن نيست، يا با مغفرت و عفو الهى زدوده شدهاند يا مبدل به حسنات گشتهاند و در هر صورت، به مبادى خبيثه و اصول شيطانيه پيوستهاند، و همين نبأ عظيم را امام محمد باقر ٧ به يكى از اصحابش به نام «إبراهيم ليثى» در حديثى طويل اعلام مىفرمايد كه قطعهاى از آن را از علل صدوق (ره) نقل مىكنيم:
اخبرنى يا إبراهيم عن الشمس اذا طلعت و بدا شعاعها في البلدان أ هو بائن من القرص؟
قلت في حال طلوعها بائن، قال: أ ليس إذا غابت الشمس اتصل ذلك الشعاع بالقرص حتى يعود إليه؟ قلت: نعم.
قال: كذلك يعود كل شيء إلى سنخه و جوهره و اصله فاذا كان يوم القيامه نزع الله- عز و جل- سنخ الناصب و طينته مع اثقاله و اوزاره من المؤمن فيلحقها كلها بالناصب