سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٥٦ - ١٤ و از آياتى كه درباره آنان نازل شده سخن خداوند است و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد
او را شناخت پس با هم رفتند تا به غار رسيدند، چون پيامبر خواست وارد شود، پيش از او ابو بكر وارد شد و آنجا را با دست خود لمس كرد از ترس اينكه حيوانى يا مارى يا عقربى در آنجا باشد و پيامبر را آسيب برساند. وقتى چيزى پيدا نكرد، به پيامبر گفت: داخل شود و او داخل شد؛ و جاسوسان مشركان آمد و شد مىكردند و به على مىنگريستند كه بر بستر پيامبر خدا خوابيده و برد سبز پيامبر بر روى اوست، بعضى از آنها به بعضى ديگر گفتند: بر او سختگيرى كنيد، گفتند: اين مرد خوابيده و اگر مىخواست فرار كند تا به حال فرار كرده بود، او را رها كنيد تا برخيزد، آنگاه او را بگيرد، چون صبح شد، على برخاست و او را گرفتند و گفتند: رفيق تو كجاست؟ گفت: نمىدانم، يقين پيدا كردند كه او به سوى يثرب رفته است و اين آيه درباره على نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» ١٤٠- عن عليّ بن الحسين قال: إن أول من شرى نفسه ابتغاء مرضاة اللّه عليّ بن ابى طالب.
علىّ بن الحسين گفت: نخستين كسى كه جان خود را در برابر خوشنودىهاى خداوند فروخت، علىّ بن ابى طالب بود.
١٤١- عن عليّ بن الحسين قال: أوّل من شرى نفسه للّه عز و جل عليّ، ثم قرأ:
(و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضاة اللّه).
زاد الحاكم: عند مبيته على فراش رسول اللّه ٦ و سلم. ثم قالا:
و قال عليّ بن ابى طالب ٧:
|
و قيت بنفسى خير من وطىء الحصى |
و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر |
|
|
رسول الهى خاف ان يمكروا به |
فنجّاه ذو الطول الاله من المكر |
|
|
و بات رسول اللّه فى الغار آمنا |
موقى و فى حفظ الاله و فى ستر |
|
|
و بتّ اراعيهم و ما يثبتوننى |
و قد وطنت نفسى على القتل و الاسر |
|
علىّ بن الحسين گفت: نخستين كسى كه جان خود را به خدا فروخت، علىّ بن