سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٩٠ - ٨٧ و نيز در اين سوره نازل شده است و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقا
فضحك و نزل فطأطأ لي ظهره و استويت عليه، فو الذي فلق الحبة و برأ النسمة لو أردت أن أمسّ السماء لمسستها بيدي فألقيت هبل عن ظهر الكعبة فأنزل اللّه تعالى:
(و قل جاء الحقّ) يعني قول: لا إله إلا اللّه، محمد رسول اللّه (و زهق الباطل) يعني و ذهب عبادة الأصنام (إنّ الباطل كان زهوقا) يعني ذاهبا. ثمّ دخل البيت فصلّى فيه ركعتين.
ابو هريره گفت: جابر بن عبد اللّه انصارى به من گفت: همراه پيامبر وارد مكه شديم و در بيت و اطراف آن سيصد و شصت بت بود كه به جاى خدا آنها را عبادت مىكردند، پيامبر دستور داد و من همه آنها را سرنگون كردم و روى بيت بت درازى بود كه هبل نام داشت، رسول خدا به امير المؤمنين نگاه كرد و به او گفت: يا على يا تو بر دوش من سوار شو يا من بر دوش تو سوار شوم تا هبل را از كعبه برداريم (على مىگويد) به او گفتم: يا رسول اللّه تو سوار شو و چون پيامبر بر پشت من نشست به خاطر سنگينى رسالت نتوانستم او را حمل كنم و گفتم: يا رسول اللّه بگذار من سوار شوم، پيامبر خنديد و پايين آمد و پشت خود را به طرف من كرد و من بر آن قرار گرفتم، سوگند به كسى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اگر مىخواستم آسمان را با دستانم لمس كنم مىتوانستم، پس هبل را از پشت كعبه انداختم و خداوند اين آيه را نازل كرد: و قل جاء الحق» يعنى قول لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه «و زهق الباطل» يعنى عبادت بتها از ميان رفت «ان الباطل كان زهوقا» يعنى باطل رفتنى است. آنگاه پيامبر داخل بيت شد و در آن دو ركعت نماز خواند.[١] ٤٨١- عن عبد اللّه بن مسعود قال: حمل رسول اللّه الحسن و الحسين على ظهره ثم مشى و قال: نعم المطيّ مطيّكما و نعم الراكبان أنتما، و أبو كما خير منكما.
عبد اللّه بن مسعود گفت: پيامبر خدا، حسن و حسين را بر پشت خود سوار كرد و راه افتاد و گفت: چه خوب مركبى است مركب شما و چه خوب سوارانى هستيد
[١] اين حديث با سندهاى گوناگون در كتب حديثى ديگر نيز نقل شده است از جمله: حاكم نيشابورى، المستدرك ج ٢ ص ٣٦٦ و ابن عساكر، تاريخ دمشق ج ١٣ ص ١١٠