سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٣٦٢ - ١٨٧ و از سوره انسان(دهر) نازل شده است
آنان قرصهاى نان خود را به او دادند و در حالى كه جز آب پاكيزه چيزى نخورده بودند خوابيدند. چون صبح كردند فاطمه سراغ صاع ديگر آمد و آن را آرد و خمير نمود و پنج قرص نان درست كرد و آن روز را نيز روزه گرفتند و على با رسول خدا نماز مغرب را خواند و به منزلش آمد تا افطار كند، فاطمه نان جو و نمك نرم و آب پاكيزهاى به او داد، وقتى نزديك شدند تا بخورند، يتيمى بر در خانه ايستاد و گفت:
سلام بر شما اى خاندان محمد من يتيمى از اولاد مسلمانان هستم، پدرم در جنگ احد در ركاب پيامبر خدا شهيد شده مرا طعام دهيد خدا شما را از نعمتهاى بهشتى طعام دهد. آنان قرص نانهاى خود را به او دادند و در حالى كه دو روز روزه بودند و جز آب پاكيزه چيزى نخورده بودند، خوابيدند.
وقتى روز سوم شد فاطمه سراغ صاع سوم رفت و آن را آرد و خمير كرد و پنج قرص نان از آن درست كرد و آن روز را نيز روزه گرفتند و على نماز مغرب را با پيامبر خواند و به خانه آمد تا افطار كند، فاطمه نان جو و نمك نرم و آب پاكيزهاى به او داد، چون نزديك شدند كه بخورند اسيرى بر در خانه ايستاد و گفت: سلام بر شما اى خاندان نبوت، مرا طعام دهيد خدا شما را طعام دهد، پس قرص نانهاى خود را به او دادند و در حالى كه سه روز و سه شب جز آب نخورده بودند خوابيدند.
چون روز چهارم شد على و حسن و حسين مانند لرزيدن جوجه مىلرزيدند و فاطمه و فضه نيز با آنها بودند و از ضعف، توانايى راه رفتن نداشتند (به هر نحو بود) نزد پيامبر آمدند، پيامبر گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند و از گرسنگى مىميرند، خدايا به آنان رحم كن و آنان را بيامرز، خدايا اينان اهل بيت من هستند آنان را حفظ كن و از ياد نبر. پس جبرئيل فرود آمد و گفت: اى محمد خداوند تو را سلام مىرساند و مىگويد: دعاى تو را درباره آنان مستجاب كردم و از آنان قدردانى مىكنم و از آنان راضى هستم و بخوان: «ان الابرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورا- تا- ان هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورا.
اين حديث را در چند مورد مختصر كرديم.