سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٨٧ - ٨٥ و نيز در اين سوره نازل شده است و استفزز من استطعت منهم بصوتك و أجلب عليهم بخيلك و رجلك و شاركهم في الأموال و الأولاد و عدهم و ما يعدهم الشيطان إلا غرورا
مىداشت، از او دور مىشديم.
٤٧٦- سمعت عليّ بن ابى طالب يقول: دخلت علي رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم في وقت كنت لا أدخل عليه فيه، فوجدت رجلا جالسا عنده مشوّه الخلقه لم أعرفه قبل ذلك، فلمّا رآني خرج الرّجل مبادرا قلت: يا رسول اللّه من ذا الذي لم أره قبل ذي؟ قال: هذا إبليس الأبالسة سألت ربيّ أن يرينيه، و ما رآه أحد قط في هذه الخلقة غيري و غيرك. قال: فعدوت فى أثره فرأيته عند أحجار الزيت فأخذت بمجامعه و ضربت به البلاط و قعدت على صدره، فقال: ما تشاء يا عليّ؟
قلت: أقتلك. قال: إنّك لن تسلّط عليّ. قلت: لم؟ قال: لأنّ ربّك أنظرني إلى يوم الدين، خلّ عنّي يا عليّ فإنّ لك عندي وسيلة لك و لأولادك. قلت: ما هي قال: لا يبغضك و لا يبغض ولدك أحد إلّا شاركته في رحم أمّه، أليس اللّه قال: (و شاركهم في الأموال و الأولاد) علىّ بن ابى طالب ٧ گفت: نزد پيامبر رفتم در زمانى كه در آن وقت نزد او نمىرفتم، مردى را ديدم كه نزد او نشسته و قيافه به هم ريختهاى دارد و او را پيش از آن نمىشناختم، چون مرا ديد به سرعت بيرون شد، گفتم: يا رسول اللّه او چه كسى است كه من پيشتر او را نديده بودم؟ گفت: اين ابليس، بزرگ ابليسهاست. از پروردگارم خواستم كه او را به من نشان بدهد و او را جز من و تو كسى در اين قيافه نديده است، مىگويد: او را دنبال كردم و او را نزد سنگهاى روغن ديدم پس او را گرفتم و به آن سنگ زدم و بر سينهاش نشستم، گفت: يا على چه مىخواهى؟ گفتم:
مىخواهم تو را بكشم، گفت: تو بر من تسلّطى ندارى، گفتم: چرا؟ گفت: چون پروردگارت تا روز قيامت به من مهلت داده است، مرا رها كن يا على كه تو را نزد من وسيلهاى براى تو و فرزندانت وجود دارد، گفتم: آن چيست؟ گفت: هيچ كسى تو و فرزندانت را دشمن نمىدارد مگر اينكه من در رحم مادرش شركت مىكنم، آيا خداوند نگفته است: «و شاركهم فى الاموال و الاولاد» ٤٧٧- عن جعفر بن محمّد ٨ قال: سمعته و هو يقول: إذا دخل