سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٤٦ - ١٢٩ و نيز در اين سوره نازل شده است و كفى الله المؤمنين القتال
اسب خود پياده شد و گفت: آنچه از اين كودك ديدم از هيچ كس نديدم، پس بر صورت اسب خود زد و اسب پشت نمود، آنگاه به سوى على آمد.
او مردى بلند قد بود به طورى كه پشت شتر ايستاده را مداوا مىكرد و على بر روى خاك نرمى ايستاده بود و قدمهاى او بر زمين ثابت نبود و شمشير عمرو بالاى سر على بود و زره عمرو كوتاه بود، وقتى عمرو ضربه خود را فرود آورد، على سپر خود را مقابل آن قرار داد ولى انتهاى شمشير به سر على اصابت كرد، به گونهاى كه آن نه دور عمامه را بريد و به سر على رسيد، على دو پاى عمرو را از پايين با شمشير زد و عمرو به پشت خود بر زمين افتاد و ميان آنان گردى برخاست و شنيدند كه على تكبير مىگويد، پيامبر خدا فرمود: سوگند به كسى كه جانم در دست اوست كه او را كشت.
نخستين كسى كه به طرف آن گرد و غبار رفت عمر بن خطاب بود كه على را ديد كه شمشيرش را به زره عمرو مىكشد، پس عمر بن خطاب تكبير سر داد و گفت: يا رسول اللّه او را كشته است، پس على سر او را از بدن جدا كرد سپس به راه افتاد در حالى كه در راه رفتن حالت مخصوصى به خود گرفته بود. پيامبر به او گفت: يا على اين نوع راه رفتن را خداوند دوست ندارد مگر در اين موضع. آنگاه پيامبر به على گفت: چه باعث شد كه چيزهاى قيمتى او را برنداشتى؟ گفت يا رسول اللّه او با عورت خود مانع از اين كار شد، پيامبر فرمود: مژده باد بر تو يا على! اگر عمل امروز تو را با عمل امت محمد مقايسه كنند، عمل تو به عمل آنان ترجيح داده مىشود و اين بدان جهت است كه خانهاى از خانههاى مشركان نيست مگر اينكه با كشته شدن عمرو، سستى بر آن وارد شد و خانهاى از خانههاى مسلمانان نيست مگر اينكه با كشته شدن عمرو، عزت بر آن وارد شد.
٦٣٥- عن علي قال: خرج عمرو بن عبدودّ يوم الخندق معلّما مع جماعة من قريش فأتوا نقرة من نقر الخندق فأقحموا خيلهم فعبروه و أتوا النبي ٦ و دعا عمرو البراز فنهضت إليه، فقال رسول اللّه ٦: يا علي إنه عمرو. قلت: يا رسول اللّه