سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٧٧ - ٧٥ و نيز در اين سوره نازل شده است إن في ذلك لآيات للمتوسمين
كنايه ياد مىكند.
٤٤٧- عن أبي جعفر قال: بينما أمير المؤمنين في مسجد الكوفة إذ أتته امرأة تستعدي على زوجها، فقضى لزوجها عليها، فغضبت فقالت: و اللّه ما الحق فيما قضيت، و لا تقضي بالسوية، و لا تعدل في الرعية، و لا قضيّتك عند اللّه بالمرضيّة! فنظر إليها مليّا ثمّ قال: كذبت يا بذية يا بذية، يا سلقلقه- أو يا سلقلقى- فولّت هاربة، فلحقها عمرو بن حريث فقال: لقد استقبلت عليّا بكلام ثمّ أنه نزعك بكلمة فولّيت هاربة؟ قالت: إنّ عليا و اللّه أخبرني بالحقّ و شيء أكتمه من زوجي منذ ولي عصمتي. فرجع عمرو إلى أمير المؤمنين فأخبره بما قالت و قال: يا أمير المؤمنين ما نعرفك بالكهانة. فقال: و يلك إنّها ليست بكهانة منّي و لكن اللّه أنزل قرآنا: (إنّ في ذلك لآيات للمتوسمين) فكان رسول اللّه هو المتوسّم و أنا من بعده و الأئمة من ذريتي بعدي هم المتوسمون، فلمّا تأمّلتها عرفت ما هي بسيماها.
ابو جعفر گفت: در آن هنگام كه امير المؤمنين در مسجد كوفه بود زنى نزد او آمد و از شوهر خود شكايت كرد، پس امير المؤمنين به نفع شوهر او حكم داد، آن زن خشمناك شد و گفت: به خدا سوگند كه آنچه قضاوت كردى مطابق حق نبود و تو به طور مساوى حكم نكردى و در ميان رعيت عدالت را رعايت ننمودى و داورى تو نزد خداوند پذيرفته نيست. امام نگاهى به او كرد آنگاه گفت: دروغ گفتى اى بد زبان اى بد زبان اى فحاش، پس آن زن فرار كرد، عمرو بن حريث به او رسيد و گفت: تو با على آنچنان سخن گفتى، سپس او تو را با يك كلمه از جا كند و تو فرار كردى؟ گفت:
به خدا سوگند كه على از حقيقتى و چيزى خبر داد كه من آن را از وقتى كه ازدواج كردهام، از شوهرم پنهان مىكردم. عمرو به سوى امير المؤمنين برگشت و از سخنان آن زن خبر داد و گفت: يا امير المؤمنين ما تو را به كهانت نمىشناختيم. على ٧ گفت: واى بر تو، آن ناشى از كهانت من نيست بلكه خدا در قرآن چنين نازل كرده است: «ان فى ذلك لايات للمتوسمين» پيامبر خدا هوشيار بود و پس از او من و امامان پس از من هوشيارانند، وقتى آن سخنان را از آن زن شنيدم از سيمايش آنچه را كه در