سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٢١ - ٤٦ و نيز در اين سوره نازل شده است و إذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك أو يقتلوك أو يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين
آنان را چاره مىكند و خدا بهترين چاره سازهاست.
(سوره انفال آيه ٣٠) ٢٨٣- عن ابن عبّاس في قول اللّه تعالى: (و إذ يمكربك الّذين كفروا) قال:
تشاورت قريش ليلة بمكّة فقال بعضهم: إذا أصبح محمد فأوثقوه بالوثاق. و قال بعضهم: اقتلوه. و قال بعضهم: بل أخرجوه فاطلع اللّه نبيّه على ذلك، فبات عليّ بن ابى طالب على فراش النبي صلى اللّه عليه و آله و سلم تلك الليلة، فخرج رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم حتى لحق بالغار، و بات المشركون يحرسون عليا و هم يظّنون أنّه رسول اللّه، فلمّا أصبحوا ثاروا إليه، فلمّا رأوا عليا ردّ اللّه مكرهم فقالوا: أين صاحبك؟ قال: لا أدري. فاقتصّوا أثره فلمّا بلغوا الجبل اختلط عليهم فصعدوا فوق الجبل فمرّوا بالغار فرأوا على بابه نسج العنكبوت فقالوا: لو دخل ههنا لم يكن على بابه نسج العنكبوت.
ابن عباس درباره سخن خداوند: «و اذ يمكر بك الذين كفروا» گفت: شبى قريش در مكه با هم مشورت كردند، بعضى از آنان گفتند: چون محمد صبح كرد او را با زنجير ببنديد و بعضى از آنان گفتند: او را بكشيد و بعضى از آنان گفتند: بلكه او را (از مكه) بيرون كنيد، خداوند پيامبرش را از اين موضوع باخبر كرد، پس علىّ بن ابى طالب ٧ در آن شب در بستر پيامبر خوابيد و پيامبر بيرون رفت و به غار رسيد و مشركان على را مىپاييدند و گمان مىكردند كه او پيامبر خداست، چون صبح شد به سوى او حمله كردند و چون على را ديدند خدا مكر آنان را برگردانيد و گفتند:
رفيق تو كجاست؟ گفت: نمىدانم ردّ پاى او را گرفتند چون به كوه رسيدند بر آنان مشتبه شد تا اينكه به بالاى كوه صعود كردند و به غار رسيدند و در در آن تار عنكبوتى را ديدند و گفتند: اگر به اينجا وارد مىشد اين تار عنكبوت اينجا نبود.
٢٨٤- ٢٨٦- همين مضمون با سه سند ديگر نيز نقل شده است.
٢٨٧- عكرمه درباره آيه: «و اذ يمكر بك الذين كفروا» گفت: چون پيامبر و ابو بكر خواستند به سوى غار بروند، على را امر كرد و او در بستر پيامبر خوابيد و مشركان