سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٣٤٨ - ١٨١ و نيز در سوره حاقه نازل شده است و تعيها أذن واعية
١٠١٥- سمعت مكحولا يقول: قرأ رسول اللّه ٦ هذه الآية: (و تعيها أذن واعية) فالتفت إلى عليّ فقال: يا عليّ سألت اللّه أن يجعلها أذنك. فقال عليّ: فما نسيت حديثا أو شيئا سمعته من رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم.
مكحول گفت: پيامبر خدا اين آيه را خواند: «و تعيها اذن واعيه» سپس به على توجه كرد و گفت: يا على از خدا خواستهام كه گوش تو را چنين كند. على مىگويد: هيچ وقت حديثى يا چيز ديگرى را كه از پيامبر خدا شنيدم فراموش نكردم.
١٠١٦- ١٠١٨- مضمون اين حديث با اندكى تفاوت با چند طريق ديگر نيز نقل شده است.
١٠١٩- عن جابر قال: نزلت على النبي صلى اللّه عليه و آله و سلم هذه الآية (و تعيها أذن واعية) فسأله أن يجعلها أذن عليّ ففعل.
جابر گفت: اين آيه بر پيامبر نازل شد: «و تعيها اذن واعيه» پس از خدا خواست كه گوش او را چنين كند و كرد.
١٠٢٠- بريدة الأسلمي يقول: قال النبي ٦ لعليّ: إنّ اللّه أمرني أن أدنيك و لا أقصيك و أن أعلّمك و أن تعي و حقّ على اللّه أن تعي. ثم قال: و نزلت (و تعيها أذن واعية).
بريده اسلمى گفت: پيامبر به على گفت: خداوند به من امر كرده كه به تو نزديك شوم و از تو دور نباشم و به تو ياد بدهم و تو گوش فرا دهى و شايسته است بر خدا كه تو گوش فرا دهى. سپس گفت: اين آيه نازل شد: «و تعيها اذن واعيه» ١٠٢١- ١٠٢٥- اين مضمون با تفاوت جزئى از چند طريق ديگر نيز نقل شده است.
١٠٢٦- عن ابن عباس عن النبي صلى اللّه عليه و آله و سلم قال: لمّا نزلت (و تعيها أذن واعية) قال النبي صلى اللّه عليه و آله: سألت ربي أن: يجعلها أذن عليّ.
و قال علي: ما سمعت من رسول اللّه شيئا إلا حفظته و وعيته و لم أنسه.