سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٥١ - ١٣ و نيز درباره آنان نازل شده است و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى الله
و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم إن اللّه بالناس لرؤف رحيم). فعلي ممن هداه اللّه و من أهل الإيمان، و علي ابن عمّ رسول اللّه و ختنه على ابنته أحبّ الناس إليه، و صاحب سوابق مباركات سبقت له من اللّه؛ لا تستطيع أنت ردها و لا أحد من الناس أن يحظرها عليه.
شعبى گفت: در بصره بر حجاج بن يوسف وارد شديم و حسن آخرين كسى بود كه وارد شد، آنگاه حجاج با ما صحبت مىكرد و از على خورده مىگرفت و ايراد مىكرد. ما نيز جهت نزديك شدن به او و از روى ترس از شرّ او، با او همصدا بوديم ولى حسن ساكت بود و انگشت ابهامش را مىگزيد، حجاج به او گفت: اى ابو سعيد چه شده است كه تو را ساكت مىبينم؟ حسن گفت: مىخواستى چه بگويم؟
حجاج گفت: نظر خود را درباره ابو تراب بگو. حسن گفت: شنيدم كه خداوند فرمود:
«و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها ... الا على الذين هدى اللّه» على از كسانى است كه خدا او را هدايت كرده و از اهل ايمان است و على پسر عموى پيامبر و داماد او و محبوبترين مردم نزد او بود و او داراى سابقههاى مباركى است كه از سوى خدا به او رسيده است؛ تو و هيچ يك از مردم نمىتوانيد آنها را از او باز داريد.
١٣٢- عن عبد الله بن عمر: قال الحجاج للحسن: ما تقول في أبي تراب؟ قال: و من أبو تراب؟ قال: علىّ بن ابى طالب. قال: أقول إن اللّه جعله من المهتدين. قال:
هات على ما تقول برهانا. قال: قال اللّه تعالى في كتابه: (و ما جعلنا القبلة التي كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه، و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه، و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم إن اللّه بالناس لرؤف رحيم). فكان علي أول من هداه اللّه مع النبي ٦. قال الحجاج: ترابي عراقي. قال الحسن: هو ما أقول لك. فأمر بإخراجه قال الحسن: فلما سلمني اللّه تعالى منه و خرجت ذكرت عفو اللّه عن العباد.
عبد اللّه بن عمر گفت: حجاج به حسن گفت: نظر تو درباره ابو تراب چيست؟ او گفت: ابو تراب كيست؟ گفت: علىّ بن ابى طالب. گفت: مىگويم: خداوند او را از