سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٥٦ - ١٣٠ و نيز در اين سوره نازل شده است إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا
٦٧٤- ٦٧٥- شبيه همين مضمون با دو سند ديگر نيز از عبد اللّه بن جعفر نقل شده است.
٦٧٦- عن صفية بنت شيبة قال: قالت عائشة: خرج النبي غداة و عليه مرط مرحل من شعر أسود، فجاء الحسن بن علي فأدخله ثم جاء الحسين فدخل معه، ثم جاءت فاطمة فأدخلها، ثم جاء عليّ فأدخله ثم قال: (إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا).
صفيّه دختر شيبه از عائشه نقل مىكند كه گفت: صبحگاهى پيامبر بيرون آمد در حالى كه بر او جامهاى از موى سياه بود، پس حسن بن على آمد او را وارد آن كرد سپس حسين آمد او را نيز وارد آن كرد سپس فاطمه آمد او را نيز وارد آن كرد سپس على آمد او را نيز وارد آن كرد، سپس گفت: «انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا».
٦٧٧- ٦٨١- همين مضمون با پنج سند ديگر از عايشه نقل شده است.
٦٧٢- عن جميع بن عمير قال: إنطلقت مع أمّي إلى عائشة فسألتها أمي عن عليّ. قالت: ما ظّنك برجل كانت فاطمة تحته و الحسن و الحسين ابنيه، و لقد رأيت رسول اللّه ٦ التفّ عليهم بثوبه، و قال: اللهمّ هؤلاء أهلي أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. فقلت: يا رسول اللّه ألست من أهلك؟ قال: إنّك على خير.
جميع بن عمير گفت: با مادرم نزد عايشه رفتم، مادرم از او درباره على پرسيد، او گفت: چه گمان مىبرى درباره كسى كه فاطمه همسر او و حسن و حسين دو پسر او بودند؟ و من پيامبر خدا را ديدم كه با لباس خود آنان را پوشانيد و گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند پليدى را از آنان ببر و آنان را پاكيزه كن، پس من گفتم: يا رسول اللّه آيا من از خاندان تو نيستم؟ فرمود: تو برخير هستى.
٦٨٣- ٦٨٥- همين مضمون با سه سند ديگر نيز نقل شده است.