سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٣٢٥ - ١٦٨ و نيز در اين سوره نازل شده است و أصحاب اليمين ما أصحاب اليمين
اصحاب اليمين» ٩٣٧- عن عبد اللّه بن مسعود، قال: أوّل شيء علمته من أمر رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله أنّي قدمت مكّة في عمومة لي و أناس من قومي نبتاع منها متاعا، و كان في أنفسنا شراء عطر، فأرشدنا إلى العباس بن عبد المطلب فانتهينا إليه و هو جالس إلى زمزم، فجلسنا إليه فبينا نحن عنده إذ أقبل رجل من باب الصفا، أبيض تعلوه حمرة و عليه ثوبان أبيضان، يمشي عن يمينه غلام أمرد حسن الوجه مراهق تقفوهما امرأة، ثم استقبل الركن و رفع يديه و كبّر، فقام الغلام عن يمينه و رفع يديه ثمّ كبّر، و قامت المرأة خلفهما فرفعت يديه و كبّرت فأطال القنوت.
و ذكر الحديث إلى قول العباس: هذا ابن أخي محمد بن عبد اللّه و الغلام علي بن أبى طالب، و المرأة خديجة، ما على وجه الأرض أحد يعبد اللّه بهذا الدين إلا هؤلاء الثلاثة.
عبد اللّه بن مسعود گفت: نخستين چيزى كه از كار پيامبر خدا دانستم اين بود كه همراه با عموهايم و گروهى از قبيلهام به مكه آمديم تا كالايى از آنجا بخريم و مىخواستيم عطر بخريم، ما را به عباس بن عبد المطلب راهنمايى كردند نزد او رفتيم و او كنار زمزم نشسته بود، نزد او نشستيم و در آن زمان كه ما پيش او بوديم ديديم كه مردى از باب صفا آمد كه رنگ سفيد مايل به سرخ داشت و بر او دو جامه سفيد بود و از طرف راست او نوجوانى زيبا روى تازه رسيده راه مىرفت و پشت سر آنها زنى بود، آنگاه ركن را قبله قرار داد و دستهاى خود را بلند كرد و تكبير گفت و نوجوان در طرف راست او ايستاد و دستهاى خود را بلند كرد و تكبير گفت و آن زن در پشت سر آنان ايستاد و دستهاى خود را بلند كرد و تكبير گفت و او قنوت را طولانى كرد.
حديث را ذكر كرد تا رسيد به اينكه عباس گفت: اين، پسر برادر من محمد بن عبد اللّه است و آن نوجوان، علىّ بن ابى طالب ٧ و آن زن، خديجه است و در روى زمين جز اين سه نفر كسى خدا را با اين دين عبادت نمىكند.