سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٦٤ - ١٣٠ و نيز در اين سوره نازل شده است إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا
محمد؛ فإنك حميد مجيد.
قالت أمّ سلمة: فرفعت الكساء لأدخل معهم فجذبه من يديّ فقال: إنك على خير.
شهر بن حوشب از ام سلمه نقل مىكند كه رسول خدا به فاطمه گفت: دخترم همسرت و دو پسرت را نزد من آور، او آنها را آورد، پس پيامبر عباى فدكى را روى آنان انداخت و دو دستش را روى آنان گذاشت سپس گفت: خدايا اينان آل محمد هستند، پس صلوات خود را بر محمد و آل محمد قرار بده كه تو ستوده و بزرگوار هستى. ام سلمه گفت: من عبا را بلند كردم تا من هم داخل شوم پيامبر آن را از دست من گرفت و گفت: تو بر خير هستى.[١] ٧٤٨- ٧٥٠- همين مضمون با سه سند ديگر نيز نقل شده است.
٧٥١- عن شهر بن حوشب قال: كنت و أنا شاب بالمدينة، فقتل الحسين، فأتينا أم سلمة فدخلنا عليها و بيننا و بينها حجاب فقالت: ألا أخبركم بشيء سمعته من رسول اللّه و شهدته؟ قلنا: بلى يا أم المؤمنين قالت: إني قرّبت إلى رسول اللّه طعاما فأعجبه فقال: لو كان هنا علي و فاطمة و الحسن و الحسين. قالت فأرسلنا إليهم فجاؤا؟؟ فقربت الطعام، فلما فرغنا جعل النبي ٦ يدعو لهم، فتناول كساءا كان تحتي أصبناه من خيبر، و أثاره على عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين و هو يقول: (إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا).
شهر بن حوشب گفت: من در مدينه بودم و جوان بودم كه حسين كشته شد، نزد ام سلمه آمديم و وارد بر او شديم و ميان ما و او پردهاى بود، گفت: آيا به شما خبر بدهم از چيزى كه از رسول خدا شنيدم و آن را مشاهده كردم؟؟؟ گفتم: آرى اى مادر مؤمنان! گفت: من نزد پيامبر خدا غذايى بردم كه از آن خوشش آمد و گفت: كاش
[١] اين حديث در كتابهاى ديگرى هم آمده از جمله: طبرانى، المعجم الكبير ج ٣ ص ٤٧ و هيثمى، مجمع الزوائد ج ٩ ص ١٩٤.