سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٤٥ - ١٢٩ و نيز در اين سوره نازل شده است و كفى الله المؤمنين القتال
يا على فلو وزن اليوم عملك بعمل أمة محمد لرجح عملك بعملهم و ذلك إنه لم يبق بيت من بيوت المشركين إلا و قد دخله و هن بقتل عمرو، و لم يبق بيت من بيوت المسلمين إلا و قد دخله عزّ بقتل عمرو.
حذيفه گفت: چون جنگ خندق پيش آمد، عمرو بن عبدودّ از خندق گذشت تا اينكه نزديك سپاه پيامبر آمد و مبارز طلبيد. پيامبر فرمود: كدام يك از شما پاسخ عمرو را مىدهد؟ هيچ كس بلند نشد جز علىّ بن ابى طالب ٧ كه بلند شد ولى پيامبر به او فرمود: بنشين، بار ديگر پيامبر فرمود: كدام يك از شما پاسخ عمرو را مىدهد؟ كسى بلند نشد جز علىّ بن ابى طالب ٧ كه بلند شد و گفت: من پاسخ او را مىدهم. پس پيامبر فرمود: بنشين، باز پيامبر به اصحاب خود فرمود: كدام يك از شما پاسخ عمرو را مىدهد؟ هيچ كس بلند نشد و على بلند شد و گفت: من پاسخ او را مىدهم. پس پيامبر او را دعا كرد و گفت: او عمرو بن عبدودّ است، گفت: من هم علىّ بن ابى طالب هستم! پيامبر زره خود را به على پوشانيد و شمشيرش ذوالفقار را به او داد و عمامه مخصوص خود را نه دور بر سر او پيچانيد آنگاه گفت: پيش برو! و چون على رفت گفت: خدايا او را از سمت جلو و سمت عقب و از راست و چپ و از بالاى سر و زير قدمها حفظ كن، على آمد و مقابل عمرو ايستاد و گفت: تو كيستى؟ گفت: من علىّ بن ابى طالب هستم، عمرو گفت: تو همان كودكى هستى كه در آغوش ابو طالب مىديدم؟ گفت: آرى، گفت: پدر تو دوست من بود و من نمىخواهم تو را بكشم، على گفت: ولى من مىخواهم تو را بكشم، به من خبر رسيده كه تو به استار كعبه آويختى و با خدا پيمان بستى كه هيچ كس از تو سه تا درخواست نمىكند مگر اينكه يكى از آنها را برآورده كنى، گفت: راست گفتهاند، گفت: يا از آنجا كه آمدى برگرد، گفت: هرگز، چون قريش همواره از آن سخن مىگويند، گفت: يا در دين ما داخل شو و آنچه به نفع ماست به نفع تو و آنچه به ضرر ماست به ضرر تو باشد، گفت: اين درخواست را نيز نمىپذيرم، على گفت: تو سوارهاى و من پياده، در اين هنگام از