سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٧٠ - ٢١ و نيز در اين سوره نازل شده است فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبين
اين روايت با سندهاى ديگرى هم نقل شده است.
١٧٤- عن حذيفة بن اليمان قال: جاء العاقب و السيد أسقفا نجران يدعوان النبي ٦ و سلم إلى الملاعنة؛ فقال العاقب للسيّد: إن لاعن بأصحابه فليس بنبيّ و إن لاعن بأهل بيته فهو نبيّ! فقام رسول اللّه ٦ و سلم فدعا عليا فأقامه عن يمينه ثم دعا الحسن فأقامه عن يساره ثم دعا الحسين فأقامه عن يمين علي ثم دعا فاطمة فأقامه خلفه فقال العاقب للسيد: لا تلاعنه إنك إن لاعنته لا نفلح نحن و لا أعقابنا! فقال رسول اللّه ٦ و سلم: لو لاعنوني ما بقيت بنجران عين تطرف.
حذيفة بن يمان گفت: عاقب و سيد دو اسقف از نجران آمدند و پيامبر ٦ را به ملاعنه دعوت كردند. عاقب به سيد گفت: اگر با اصحاب خود ملاعنه كند پيامبر نيست ولى اگر با خاندان خود ملاعنه كند پيامبر است. رسول خدا برخاست و على را خواند و او را در طرف راست خود قرار داد و حسن را خواند و او را در طرف چپ خود قرار داد، سپس حسين را خواند و او را در طرف راست على قرار داد، آنگاه فاطمه را خواند و او را پشت سر خود قرار داد. عاقب به سيد گفت: با او ملاعنه مكن، اگر ملاعنه كنى نه ما و نه نسل ما رستگار نمىشويم. پيامبر خدا فرمود: اگر ملاعنه مىكردند در نجران كسى باقى نمىماند.
١٧٥- با سند ديگرى جريان مباهله از ابن عباس شبيه روايت ١٦٩ نقل شده و تفاوتهاى اندكى در عبارت روايت وجود دارد.
١٧٦- عن أبي البختري ان رسول اللّه ٦ و سلم أراد أن يلاعن أهل نجران بالحسن و الحسين و فاطمة :.
ابو البخترى گفت: پيامبر خدا خواست، با اهل نجران با حسن و حسين و فاطمه ملاعنه كند.
هر كس بخواهد راجع به مفهوم اين آيه شريفه استقصا كند، به تفسير قرآن و به كتاب «الارشاد الى اثبات نسب الاحفاد» مراجعه كند. آنچه ما آورديم، خلاصهاى از آن