سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٦٩ - ٢١ و نيز در اين سوره نازل شده است فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبين
پيامبر، على و فاطمه و حسن و حسين را خواند و گفت: خدايا اينان خاندان من هستند.[١] اين روايت را مسلم بن حجاج در صحيح خود و ابو عيسى ترمذى در جامع خود از قتيبه نقل كردهاند و تمامى حديث را آوردهاند.
١٧٣- عن جابر بن عبد اللّه قال: قدم على النبي ٦ و سلم العاقب و السيد، فدعاهما إلى الإسلام فتلاحيا و ردّا عليه، فدعاهما إلى الملاعنة، فواعداه على أن يغادياه بالغداة فغدا رسول اللّه ٦ و سلم و أخذ بيد عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين ثمّ أرسل إليهما فأبيا أن يجيئا و أقرّا له بالخراج، فقال رسول اللّه ٦ و سلم: و الذي بعثني بالحقّ لو فعلا لأمطر عليهما الوادي نارا. و فيهم نزلت: (فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و انفسكم). قال الشعبي: قال جابر: (أنفسنا) رسول اللّه و عليّ بن ابى طالب، و (أبناءنا) الحسن و الحسين، و (نساءنا) فاطمة :.
جابر بن عبد اللّه گفت: عاقب و سيد نزد پيامبر ٦ آمدند پيامبر آنان را به سوى اسلام دعوت كرد، آنان سخنان ناشايستى گفتند و اين دعوت را رد كردند، پيامبر آنان را به ملاعنه دعوت كرد، آنان وعده دادند كه فردا چنين خواهند كرد. فرداى آن روز پيامبر دست على و فاطمه و حسن و حسين را گرفت و نزد آنان كس فرستاد كه بيايند ولى آنان امتناع كردند و به دادن خراج راضى شدند. پيامبر فرمود: سوگند به كسى كه مرا به حق مبعوث كرده اگر ملاعنه مىكردند، بيابان براى آنان پر از آتش مىشد. و درباره آنها اين آيه نازل شده: «فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم» شعبى گفت: جابر مىگفت: «انفسنا» پيامبر و على و «ابناءنا» حسن و حسين و «نساءنا» فاطمه است.
[١] اين روايت را حاكم در المستدرك ج ٣ ص ١٥٠ نيز نقل كرده است.