مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٥ - ٤٠ - علم و دين(٢)
٢- تبليغ جهانبينى مكانيكى توسط گاليله و دكارت و نيوتن[١].
در اين جهانبينى، جهان به صورت يك ماشين در نظر گرفته شده كه بوسيله قوانين طبيعى اداره مىشود. نيوتن و شاگردان بلافصل او به خداى خالق و حاضر در صحنه، سخت معتقد بود، اما خودكفايى سيستم نيوتونى جمعى از نسلهاى بعدى آنان را تحت تأثير قرار داد و به نقش خداوند بىاعتقاد شدند، درحاليكه نيوتن اعتقاد داشت يك منظومه شمسى منظم و پايدار نمىتواند از علل طبيعى نشأت گرفته باشد و دخالت خداوند براى پايدار كردن آن لازم بوده، ولى يك قرن بعد لاپلاس ادعا كرد منظومه شمسى خودش حركت خودش را تصحيح مىكند و نيازى به دخالت خداوند ندارد.
ولى حداقل اين نكته بسيار روشن بود كه عدم دخالت خداوند در گردانندگى جهان دليل بر نيستى و نفى اصل وجود او نمىشود، لذا براى جمعى تفكر دئيستى (دين طبيعى) بوجود آمد كه مىگفتند خداوند جهان را خلق كرد و آنرا با قوانين ثابت به جريان انداخت و در كارهاى روزمره آن دخالتى نمىكند. ادعى ديگر آنان اين بود كه هرچيز درباره انسان و جهان را مىتوان از طريق عقل و مستقل از وحى درك كرد. كه بر فرض صحت آن، هيچ ربطى به نفى وجود خداوند نداشت.
بهرحال ظهور هيوم در انگليس و كانت در آلمان در قرن هيجدهم
[١] - ما درباره اقسام جهانبينى مادى در اوايل اين كتاب صحبتى كرديم و آنها را در مقابل جهانبينى عقلى ناقص يابيديم.